عبد اللّه حاجى صادقى
52
سيماى يهود در قرآن (فارسى)
پذيرش بقيه هم قرار گرفت و از بين يهوديان كسى به آن اعتراض نكرد . 3 - در فهم متون دينى و آيات الهى نبايد ظاهربين بود و آنها را بر همان معانى عرفى و سطحى حمل كرد . بلكه بايد مدلول و مفهوم و عمق كلام الهى را به طور صحيح درك نمود و بعد موضع گرفت . اگر خدا طلب قرض براى بندگانش را به صورت قرض به خدا مطرح مىكند اولًا به اين معنى نيست كه خود نمىتواند نياز بندگانش را مرتفع سازد بلكه مىخواهد انسانها با اين قرض و انفاق تعالى پيدا كنند « 1 » و ثانياً رفع نياز انسانها و بندگان را قرض دادن به خدا معرفى مىكند يعنى خدا و مردم مقابل هم نيستند و بهترين راه براى تقرب به خدا دستگيرى از نيازمندان است . 4 - انسانهاى غير متعبد براى فرار از بار تكليف و انفاق و نيز توجيه نافرمانى خود ، گناه خود را برعهده خدا گذاشته ، مىگويند نيازِ نيازمندان ، از ناتوانى خدا است .
--> ( 1 ) . در همه دستورات و واجبات عبادى يك ركن مهم ايجاد تقرب وسازندگى است ؛ حتى در انفاق بيش از آنكه اسلام به فكر سير كردن شكم گرسنگان باشد ، در پى سازندگى افراد است . لذا با صراحت مىفرمايد هرگز به رستگارى نمىرسيد مگر آنكه از آنچه دوست داريد ( و بدان تعلق خاطر داريد ) انفاق كنيد : « لن تنالوا البرّ حتى تنفقوا مما تحبون » ( آل عمران : 92 ) .