پژوهشكده تحقيقات اسلامى

87

سرداران صدر اسلام (فارسى)

على ( ع ) پيكى به سوى او فرستاد و براى بيعت خود و سكونت در كوفه از او دعوت به عمل آورد . ولى او پاسخ مثبت نداد و گفت : ميان ما جز جنگ چيز ديگرى نيست . على ( ع ) شريح بن هانى را با هفتصد تن به مقابلهء او فرستاد . « 1 » و چون او نتوانست خوارج را سركوب كند ونيروهايش پراكنده شدند ، على عليه السلام به سوى خوارج حركت كرده و بعد از اتمام حجّت آنها را شكست داد . دفاع از حُجر ( شهامت يك فرمانده نظامى ) وقتى زياد بن ابيه ، حجر بن عدى و يارانش را دستگير كرد ، شهادتنامه‌اى عليه آنها نوشت و به امضاى چهار نفر از بزرگان و رؤساى قبايل رساند . در نامه چنين آمده بود : « حجر گروهى را گرد آورده و به خليفه ( معاويه ) ناسزا گفته و مردم را به جنگ با وى فرا خوانده است و چنين عقيده دارد كه كار خلافت جز به آل ابيطالب اصلاح نمىيابد ، همچنين بر عامل خليفه تاخته و او را از شهر اخراج كرده و على را از شركت در خون عثمان مبرّا دانسته ، و با او اظهار دوستى نموده و از دشمنان و مخالفانش بيزارى جسته است . او كافر و باعث اختلاف مسلمانان است . » آنگاه زياد چنين به نظرش آمد كه چهار امضا كافى نيست ، لذا تعداد ديگرى را به امضا كردن فرا خواند و از جانب شريح قاضى و شريح بن هانى نيز خودسرانه امضا كرد . وقتى شريح بن هانى آگاه شد كه بدون اطلاع و رضايت او به نام او عليه حجر امضا كرده‌اند نامه‌اى به معاويه نوشت و به سوى « غريين » رفت و نامه را به پيكى داد كه به معاويه برساند و در نامه چنين نوشت : « به من خبر رسيده است كه زياد به نام من عليه حجر شهادت نوشته است ،

--> ( 1 ) . كامل ابن اثير ، ج 3 ، ص 373 .