پژوهشكده تحقيقات اسلامى
88
سرداران صدر اسلام (فارسى)
ولى بدان ، شهادت من دربارهء حجر اين است : همانا او نماز بر پا مىدارد و زكات مىپردازد و هميشه حج و عمره به جا مىآورد و امر به معروف و نهى از منكر مىكند ، خون و مال او محترم است ، اكنون مىخواهى او را بكش يا رهايش كن . » وقتى معاويه نامه را خواند گفت : فكر مىكنم قصدش بيرون بردن نام خود از شهادتنامه بوده است . اما شريح قاضى در اثر ناپاكى و پليدى نسبت به آن شهادت جعلى ساكت ماند و با سكوت خود آن را تأييد كرد . « 1 » پيام رسان على ( ع ) نضربن صالح گويد : با شريح بن هانى در جنگ سيستان بودم ، او در آنجا براى من نقل كرد كه على عليه السلام چند سفارش نمود كه به عمروعاص برسانم . آن حضرت فرمود : هر گاه عمرو را ديدى به او بگو : على به تو مىگويد : برترين آفريده و مخلوق در نزد خداوند كسى است كه عمل به حق را بيش از هر چيز دوست دارد گرچه او را خرد نمايد . و دورترين موجودات از خدا كسى است كه عمل به باطل را بيش از هر چيز دوست داشته باشد ، اگر چه بر او بيفزايد . به خدا سوگند اى عمرو تو خود ميدانى كه جايگاه حق كدام است ، پس چرا خود را به نادانى مىزنى ؟ آيا به خاطر اندك بهرهاى كه به تو رسيده با خدا و دوستان او دشمنى مىكنى ؟ بدان كه اين بهرهها ناپديد خواهد شد . پس از خائنان دفاع مكن و ياور ستمگران مباش . من مىدانم كه هنگام مرگ پشيمان مىشوى و آرزو خواهى كرد كه ايكاش با مسلمانى اظهار دشمنى نمىكردى و به خاطر يك حكم ، رشوه نمىگرفتى . شريح گفت : اين پيام را به او رساندم ، رنگ چهرهاش تغيير كرد و گفت : من كى مشورت على را قبول مىكردم و فرمانش را گردن مىنهادم و به رأى و نظرش
--> ( 1 ) . اعيان الشيعه ، ج 7 ، ص 338 ؛ تنقيح المقال مامقانى ، ج 2 ، ص 83 .