پژوهشكده تحقيقات اسلامى
26
سرداران صدر اسلام (فارسى)
كه ابو موسى فرستاده باقى مانده است ، آن را در چه راهى مصرف كنيم ؟ صعصعه كه نوجوانى بود برخاست و گفت : در مورد چيزى كه قرآن دربارهء آن ساكت است با مردم مشورت كن ، امّا چيزى را كه قرآن درباره آن حكم دارد به فرمان خداوند عمل كن . پس عمر گفت : راست گفتى ، تو از منى و من از تو . سپس بقيه اموال را بين مردم تقسيم كرد . « 1 » صعصعه درزمان عثمان مرحوم شيخ طوسى از صعصعه نقل مىكند كه گفت : « روزى باعدّهاى از اهالى مصر وارد بر عثمان شدم ، عثمان گفت : يك نفر را به عنوان نماينده خويش براى سخن گفتن انتخاب كنيد . افراد مرا انتخاب كردند وعثمان به جهت سن كم من با تعجب گفت : اين ؟ ! پس من به او گفتم : اگر مقياس علم ، سن افراد بود ، من و تو هيچ كدام سهمى ازعلم نداشتيم ، لكن علم به وسيلهء آموختن به دست مىآيد . عثمان گفت جلوبيا و سخن بگو . گفتم : « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِالرَّحيمِ . الذَّينَ إِنْ مَكَّنَّا هُمْ فِى الْارْضِ أَقامُوا الصَّلوةَ وَآتُواالزَّكاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَلِلَّهِ عاقِبَةُ الْأُمُورِ » « 2 » كسانى كه در زمين استقرارشان دهيم ، نماز به پا كنند و زكات پردازند و به معروف امر كنند و از منكر نهى نمايند ، و سرانجام همه كارها با خداست . عثمان گفت اين آيه درباره ما نازل شده است . به او گفتم : پس امر به معروف و نهى از منكر كن . عثمان گفت : اين حرفها را رها كن و آنچه دارى بگو . گفتم :
--> ( 1 ) . اسدالغابه ، ج 3 ، ص 20 . ( 2 ) . حج ، آيهء 41 .