پژوهشكده تحقيقات اسلامى
25
سرداران صدر اسلام (فارسى)
ج . صعصعه و معاويه : از صعصعه درباره معاويه پرسيدند ، گفت : معاويه دنياى خويش را آباد كرده ومحكم به آن چسبيده و آخرت خويش را ضايع كرده و به دور انداخته است . « 1 » مسعودى نقل مىكند كه معاويه به صعصعه و عدّهاى از اصحاب على ( ع ) گفت : شما را به خدا سوگند كه حق را بگوييد و سخنى جز حرف راست بر زبان نياوريد . مرا چگونه خليفهاى يافتيد ؟ هر يك چيزى گفتند تا نوبت به صعصعه رسيد گفت : « اى پسر ابوسفيان ! سخن گفتى و آنچه در ضمير داشتى بيان كردى . حقيقت آنچنان نيست كه مىگويى ، چگونه كسى كه با جبر و استبداد بر مردم مسلط شده و حكومت را از راه باطل و با دروغ و فريب به دست آورده است ، مىتواند خليفهء مسلمين باشد . قسم به خدا كه تو در روز بدر جزو مسلمانان نبودى ، بلكه تو و پدرت از كسانى بوديد كه بر عليه رسول خدا ( ص ) بسيج شده بودند و تو همانا آزاد شده و فرزند آزاد شدهاى هستى كه توسط پيامبر خدا آزاد شديد . « 2 » پس چگونه يك آزاد شده ، صلاحيت خلافت دارد ؟ ! » « 3 » صعصعه درزمان عمر ابوموسى يك ميليون درهم براى عمر فرستاد . عمر مال را تقسيم كرد و مقدارى از آن باقى ماند . عمر براى مردم سخنرانى كرد و گفت : اى مردم ! مقدارى از اموالى
--> ( 1 ) . تهذيب تاريخ دمشق ، ج 6 ، ص 426 . ( 2 ) . اشاره به روز فتح مكّه است كه پيامبراكرم فرمود : « اذهبوا فانتم الطلقاء » . ( 3 ) . مروج الذهب ، ج 3 ، ص 41 .