پژوهشكده تحقيقات اسلامى

21

سرداران صدر اسلام (فارسى)

معاويه گفت : سرزمين ما مكان مقدسى است . صعصعه درجواب اظهار داشت : زمين را چيزى مقدّس و يا آلوده نمىكند . آنچه به زمين قداست مىبخشد ، كارهاى بندگان است . معاويه گفت : اى بندگان خدا ! پروردگار را دوست خويش گيريد و خلفاى او را سپرى براى حفظ خود قرار دهيد . صعصعه گفت : چگونه ؟ درحالى كه تو سنّت پيامبر را تعطيل كرده ، عهد شكنى نمودى و اين كار باعث شد روزگار مردم سخت و تاريك شود ؛ روزگارى كه سراسر بدعت و پيمان شكنى است . معاويه گفت : اى صعصعه ! اگر سخن نگويى بهتر است ؛ زيرا ضعف تو آشكار مىشود . اين سخنان را به حسن‌بن على ( عليه السلام ) بگو كه من بنادارم براى او پيامى بفرستم . صعصعه گفت : آرى قسم به خدا آنها را از نظر مقام والاترين و براى احياى حدود الهى جدّىترين و به عهد و پيمان باوفاترين افراد يافتم و اگر تو كسى را به نزدش بفرستى او را با اراده‌اى محكم و استوار در امور ، بزرگوارى اصيل و نجيب خواهى يافت . حرارت زبان او براى تو گزنده است و با تو آنچنان رو به رو خواهد شد كه فضايل او را انكار نتوانى كرد . معاويه گفت : قسم به خدا ! تو را از خانه‌ات بيرون و در شهرها آواره مىكنم . صعصعه جواب داد : به خدا سوگند ! كه زمين خدا پهناور و آسايش من در دورى از تو است . معاويه گفت : قسم به خدا ! جيرهء تو را از بيت المال قطع مىكنم . صعصعه پاسخ داد : اگراين كار را مىتوانى ، انجام بده ، امّا بدان كه بخشش و ارزانى نعمتها دراختيار كسى است كه گنجينه‌هاى او بى پايان است و بخشش او هرگز قطع نمىشود و بر كسى درحكم وداورى ، ستم روانمىدارد .