پژوهشكده تحقيقات اسلامى

39

سرداران صدر اسلام (فارسى)

درستى نكردى و اين كار ( بيعت گرفتن براى يزيد ) را نمى توانى بكنى مگر به وسيله و با رضايت آنان . و تو خود مى دانى كه آن دو معدن دانش و بزرگوارى و نجابت هستند ، چه اعتراف كنى و چه انكار . » « 1 » تمجيدى دفاع‌گونه روزى عبداللّه بن جعفر به مجلس معاويه وارد شد . ابن عباس و عمروعاص هم حضور داشتند . عمرو عاص گفت : « مردى بر شما وارد شد كه در دل آرزوها دارد و در مجالس بزم و طرب به آوازها دل مىدهد و شيفته كنيزكان خواننده و نوازنده است ، بسيار شوخ بذله سر است و از جوانان زياد حمايت مىكند و ( با آنها كه مورد علاقه اش نيستند ) خشمش آشكار است و در خوشگذرانى از خود بى خود است ، به گذشتگان خود بسيار مى بالد و در انفاق اسرافكار است . » ابن عبّاس برآشفت و گفت : به خدا سوگند كه دروغ مى گويى ، عبداللّه بن جعفر آنچنانكه تعريف كردى ، نيست ، او بسيار به ياد خداست و در برابر نعمتهاى حق سپاسگزار ، و از هر ناروائى دور و بر كنار است ، مردى است بخشنده و بزرگ ، آقاو بردبار ، هدفى راستين دارد ، و تقاضاى ديگران را اجابت مىكند ، محدوديّت و هيبتى كه مانع از نزديكى به او گردد ، در او نيست ، از كسى عيب جويى و نكوهش نمىكند . در بين قريش مقامى و الا دارد . شير بيشه مردانگى است . در كار زار ، پيشرو و دلير است و حسبى شريف دارد . سپس روبه عمر و عاص كرد و گفت : همانند آن ناپاك ( عمرو عاص ) بىپدر ، پست و فرومايه نيست كه پست ترين افراد قريش بر سرش نزاع كنند . « 2 »

--> ( 1 ) . الغدير ، ج 10 ، ص 243 ، بيروت . ( 2 ) . الغدير ، ج 2 ، ص 138 ، با استفاده از ترجمه آن ، ج 3 ، ص 252 .