پژوهشكده تحقيقات اسلامى
81
سرداران صدر اسلام (فارسى)
در اين ميان ، عبدالله بن عباس ، يكى از امضا كنندگان اين قرار داد از طرف سپاه على عليه السلام بود . « 1 » على ( ع ) ابن عباس را براى حكميّت نامزد مىكند درابتدا على عليه السلام با اصل موضوع حكميّت مخالف بود ، و آن را فريبى مىدانست كه دشمن به منظور فرار از شكست حتمى دست آويز كردهاست ، وازهمين رو آن حضرت در لزوم ادامهء جنگ تا پيروزى نهايى بر لشكر معاويه ترديدى نداشت . ولى در اثر فشارى كه كوته نظران سياه دل براو وارد كردند ، آن حضرت ناگزير شد با پذيرش حكميّت موافقت كند . پس از اين موافقت ، باز برسر تعيين نمايندهء آن حضرت در مذاكرات نزاع درگرفت مخالفان ، با اصرار زياد ابو موسى اشعرى را پيشنهاد مىكردند ، ولى على عليه السلام با اين درخواست مخالف بود ، چون ابوموسى مردى بود نادان وخام ، وكينه ودشمنى او نسبت به اميرمؤمنان على عليه السلام برهمه آشكار بود و به هيچ وجه صلاحيت نمايندگى آن حضرت رانداشت . از اين رو على عليه السلام ، ابن عباس را براى انجام اين امر مهم پيشنهاد كرد . آن حضرت درمقام بيان نقطه نظر خود چنين فرمود : معاويه براى اين كار كسى را مطمئن تر و مورد اعتماد تر از عمروعاص نمىشناسد ، وجز او ديگرى را نمى گمارد ، پس شما نيز عبدالله بن عباس رابه مقابلهء با او بفرستيد ، زيرا عمرو هرگره ومشكلى كه پيش آورد عبدالله خواهد گشود ، وعمرو گرهى نگشايد مگر اينكه عبدالله گره خواهد زد ، وهركارى را عمرو ابرام نمايد عبدالله نقض كند ، و هر امرى را
--> ( 1 ) . وقعهء صفين ، ص 506 و 511 ؛ تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 54 .