پژوهشكده تحقيقات اسلامى

74

سرداران صدر اسلام (فارسى)

كه بهرهء خود را فراموش مكن ، چه ، فراموشكار زيانبار است . اى فرزند كسى كه آب زمزم به حاجيان مى نوشانيد ، با اين فضيلت بر همهء مردم فخر ومباهات كن . هرشير شرزه‌اى ، شيرهاى ديگر در بيشه‌ها در كنار خود دارند . كه اگر درميان ايشان مقايسه‌اى صورت‌گيرد ، دنبال با دنبال وسرباسر همسنگ شود . جانم به قربانت خوب نگاه كن پيش از آن كه شكننده نبردى ديگر درگيرد كه ديگر باهيچ درمانى بهبود نيابد . به درستى كه اهل عراق و اهل شام پس از جنگى ويرانگر ديگر طعم خوش زندگى نخواهند چشيد . بسر « 1 » و امثال بسر و ديگر ( جنگ افروزان ) و كسانى كه هم آواز آنانند خود سبب تباهى عراق ومردمى وسوسه گرند . آنها گروهى تهى از نيكىها هستند وهمگى بىهنرند ، همهء ايشان از اين جام من هم بى ارزش ترند . به عقيدهء من صلح باشاميان براى شما خير است . و خدا آگاه است كه صلح و سازش هيچ زيانى ندارد . تقوا در نگهبانى و پايدارى اين صلح است كه جز نادان . آنها را ناديده نگيرد و بيخردان چون هوشمندان نباشند . چون ( عمروعاص ) شعرش را به پايان آورد آن رابه معاويه نشان داد ، معاويه گفت : نامه‌ات را به ظرافت شعرت نمىبينم .

--> ( 1 ) . ظاهراً منظور از « بسر » بسربن ارطاة نيست ، بلكه بسرى است كه از ياران اميرالمؤمنين ( ع ) شمرده شده است .