پژوهشكده تحقيقات اسلامى
68
سرداران صدر اسلام (فارسى)
آن حال معاويه وابوسفيان مىگفتند خدا و رسولش دروغ مىگويند . پس معاويه در اين نبرد نيكتر و پرهيز گارتر و درستكارتر از على عليهالسّلام نيست . برشماست كه پرهيزكارى پيشه كنيد و سخت كوش و هشيار و پايدار باشيد ، چه براستى شما برحقيد و به يقين آن گروه بر باطلند ، پس مبادا آنان در باطل خود سخت كوشتر و پوينده تر از شما در راه حقتان باشند . به خدا سوگند ما به يقين مىدانيم كه خداوند ايشان را به دست شما يا به دست ديگران شكنجه وعذاب خواهد كرد . بار خدايا اى پروردگار ما ؛ ما را يارى كن و ما را خوار منما و بردشمنانمان پيروزى ده و حمايتت را از ما دريغ مدار ، وميان ما و اين گروه ، ما را پيروز گردان كه تو بهترين كارگشا هستى ، درود و رحمت و بركات خداوند بر شما باد ، من سخنم را گفتم و از خداوند براى خود و شما آمرزش مىطلبم . « 1 » ابن عباس در جنگ على عليهالسّلام در روزهاى حساس جنگ تا حد امكان اجازهء شركت در جنگ را به تنى چند ازاعضاى خاندان خود از جمله ابن عباس و برادرانش را نمىداد . در روزهاى پايان جنگ كه پيروزى سپاه امام عليهالسّلام قطعى شده بود و دشمن آخرين نفسهاى خود را مىكشيد معاويه قريشيان شام را گرد آورد و آنان را سرزنش كرد كه : اى گروه قريش : به راستى كه دراين جنگ يك تن از شما قريشيان را جز عمرو هنرى نيست كه ( دست كم بتواند ) فردا زبانش دراز باشد ، شما راچه شده وغيرت قرشى شما كجا رفته ؟
--> ( 1 ) . وقعهء صفين ، ص 317 .