پژوهشكده تحقيقات اسلامى
60
سرداران صدر اسلام (فارسى)
داده بودند . عبداللَّه در حالى كه شمشير در دست داشت زخمى شد ، او پيشاپيش نيروهاى خود شمشير مىزد ، هر كه از سپاه دشمن به او نزديك مىشد ، عبداللَّه ضربتى به او مىزد و او را مىكشت تا اينكه هفت تن را كشت و خود را به معاويه رساند . دشمن از هر طرف به سوى او و جمعى از يارانش هجوم برد . عبداللَّه پيكار سختى كرد تا به شهادت رسيد و گروهى از ياران او نيز به شهادت رسيدند و گروهى ديگر ناچار به عقبنشينى شدند . اشتر ، « حارث بن جهمان جعفى » را مأموريت داد كه از ياران باقيماندهء عبداللَّه حمايت كند و مانع حملهء شاميان به ايشان شود . حارث مأموريت خود را انجام داد . وقتى نيروهاى تحت امر عبداللَّه به اشتر رسيدند به آنان گفت : مگر نظر من بهتر از رأى و نظر شما نبود ، مگر من به شما نگفتم حمله نكنيد و در مواضع خود باقى بمانيد . گردانندهء جنگ اشتر ، بر دشمن حمله برد . معاويه قبيلههاى « عَكّ » و « اشعريّون » را مأمور دفع حملات اشتر كرد . اشتر از قبيلهء خود يعنى « مذحج » خواست كه در برابر قبيلهء عكّ بايستند و از قبيلهء كِنده خواست كه مسؤوليت دفع اشعريون را به عهده بگيرند . تا غروب آن روز هر دو طرف با يكديگر پيكار سختى كردند . خود اشتر با جمعى از قبيلهء همدان و ساير قبايل با سپاه شام جنگيد تا به جايگاه معاويه رسيد ، معاويه اسب خود را طلبيد و بر آن سوار شد و خواست از صحنه بگريزد . نصر مىنويسد : على عليه السلام در روز دهم ربيع الاول ، نماز بامداد را در آخرين تاريكى شب به جا آورد . سپس با سپاه خود بر شاميان حمله برد . مردم شام نيز به جنگ با ايشان آمدند در حالى كه جنگ هر دو گروه را فرسوده كرده بود و فرسايش شاميان به مراتب بيش از عراق بود . در آن حال ، مردى از سپاه عراق سوار بر اسبى سياه و سرخ و داراى دمى بزرگ پديدار شد ، او غرق در سلاح بود بطورى كه جز چشمهايش جاى ديگرى از بدنش نمودار نبود و