پژوهشكده تحقيقات اسلامى

31

سرداران صدر اسلام (فارسى)

همان روز معاويه به عمرو عاص گفته بود ، واى بر تو كه امروز پرچم در دست هاشم مرقال است - و او پيش از آن به چابكى حمله‌اى برق آسا نموده بود - اگر امروز هم همانگونه برق آسا بتازد ، روزى بس درازتر و دشوارتر بر شاميان خواهد گذشت ، و اگر باگروهى از يارانش پيشروى كند ، در اين صورت اميدوارم كه تو بتوانى در برابر آنان ايستادگى كنى . عمار نيز همچنان هاشم را تشويق مىكرد ، تا به هجوم پرداخت . معاويه كه پيشروى او را ديد ياران سلحشور خود و كسانى را كه گمان سختكوشى و مقاومت و سرعت امداد رسانى برآنان مىرفت ، از جانب خود روانه نمود . در ميان اين گروه ، عبدالله بن عمروعاص بود ، كه آن روز دو شمشير برداشته بود ، يكى را حمايل كرده بود ، و با ديگرى ضربت مىزد ، و سواران على عليه‌السّلام او را محاصره كردند . عمرو گفت : اى خداى مهربان ، پسرم ، پسرم ، ومعاويه به اومىگفت : شكيبا باش ، شكيبا باش ، كه آسيبى به او نمىرسد . عمرو گفت : اگر بجاى او يزيدبن معاويه مىبود ، تو خود شكيبا مىماندى ؟ پاسداران شامى همچنان حملات را از او دفع مىكردند ، تا فرصتى يافت ، و سواره با ياران خود از حلقهء محاصره گريخت ، و هاشم در آن معركه مجروح شد . « 1 » در هيمن روز على عليه‌السّلام هاشم مرقال را طلبيد ، و به او فرمود : اى هاشم تا كى مىخواهى نان بخورى و آب بياشامى ؟ هاشم گفت : اينك چندان خواهم كوشيد ، و چنان به ميدان رزم بروم كه ديگر نزد تو باز نگردم . على عليه‌السّلام فرمود : در برابر تو ذوالكلاع قرار دارد ، و آن مرگ سرخ نزد اوست .

--> ( 1 ) . وقعه صفين ، ص 340 .