پژوهشكده تحقيقات اسلامى
99
عاشورا شناسى (فارسى)
سبب استدعاى اهل كوفه بوده است . اكنون كه آمدم ، عهد بشكستند و به قول خود وفا نكردند . حال كه چنين است باز مىگردم و به مكّه مىروم . سخن حسين بن على ( ع ) بر اين منوال است كه نوشتم . عزيمت مراجعت دارد . اكنون اختيار با تو است ، تا امير را معلوم باشد . والسّلام . » چون نامهء عمر بدگهر به عبيداللَّه بد سير رسيد ، برخواند و ساعتى انديشه كرد و گفت : اكنون كه در چنگال ما افتاده عزيمت بازگشتن دارد و طمع دارد كه از دست ما نجات يابد . پس ، در جواب نامهء عمر سعد نوشت : « اما بعد ، مضمون نامهء تو معلوم شد ، به سخن او التفات مكن و چون اين نامه به تو رسيد ، بيعت يزيد بر وى عرضه كن . اگر راضى شود و اجابت كند ، فهو المراد ؛ و الّا به هر نوع كه توانى او را به نزديك من آر . والسّلام . » چون اين نامه به عمر سعد رسيد و مطالعه كرد ، گفت : انا لله و انا اليه راجعون ، عاقبت اين كار خير باشد ، ان شاء اللَّه تعالى . و از آنچه عبيداللَّه زياد به او نوشته بود در معنى بيعت گرفتن يزيد به اميرالمؤمنين حسين ( ع ) هيچ چيز نگفت ؛ چه ، مىدانست كه از آن سخن فايده نباشد و حسين بن على ( ع ) با يزيد بيعت نخواهد كرد . عبيداللَّه زياد چون اين نامه به سوى عمر فرستاد ، ديگر روز به مسجد جامع كوفه شده مردمان را بخواند . چون حاضر شدند ، بر منبر رفت و حمد و ثنايى بگفت و بر مصطفى ( ص ) درود فرستاد ، پس گفت : « اى مردمان ، شما به كرّات و مرّات آل ابوسفيان را بيازموديد و ايشان را در سرّاء و ضرّاء و شدّت و رخاء [ چنان ] يافتيد كه دل شما مىخواست ، و حال يزيد در حُسن سيرت و سداد و يُمن طريقت و اعتقاد و مراعات جانب رعيّت و سلوك راه انصاف و معدِلت بشناختيد و انواع فتنهها و اصناف بلاها و فنون شدايد كه به واسطهء بأس و سياست مصروف و مدفوع گشت و آرامش اطراف و ايمنى راهها و قلع و قمع مفسدان و قهر متمرّدان كه در عهد او اتّفاق افتاد و كثرت اموال و توفير ارتفاعات و انواع سعادات و زيادت مواجب و مشاهرات و تضاعف خراجات و استمرار معايش و ارزاق كه از كمال مكارم اخلاق و محاسن كردار او پديد آمده ، مشاهده كرديد ، امروز مثال او رسيده و مرا فرموده كه در حقّ شما شفقّت كنم و در مواجب و ارزاق شما صد دينار بيفزايم و به تمام برسانم و شما را به جنگ دشمن او حسين بن على ( ع ) بفرستم . بشنويد و مطيع باشيد . والسّلام . »