پژوهشكده تحقيقات اسلامى

54

عاشورا شناسى (فارسى)

و يك سلطنت الهى در دنيا ايجاد كند . مىخواست طاغوت را بشكند و اللَّه را جاى آن بنشاند اينها مىخواستند كه اللَّه را بردارند ، طاغوت را جايش بنشانند ؛ همان مسائل جاهليت و همان مسائل سابق . شكست نبود كشته شدن سيّدالشّهداء ( ع ) چون قيام لِلَّه بود قيام لِلَّه شكست ندارد . « 1 » آنها ( بنى اميه ) مىخواستند اصل اسلام را ببرند و يك مملكت عربى درست كنند و اين كار ( سيدالشهدا ) اسباب اين شد كه عرب و عجم و همه ، همه مسلمين توجه پيدا كردند كه نه ، قضيه ، قضيه عربيت و فارسيّت و اينها نيست ، قضيه خدا و اسلام است . « 2 » سيّدالشّهداء چون ديد اينها دارند مكتب اسلام را آلوده مىكنند با اسم خلافت اسلام ، خلافكارى مىكنند و ظلم مىكنند و اين منعكس مىشود در دنيا كه خليفهء رسول اللَّه است دارد اين كارها را مىكند ، حضرت سيدالشهداء تكليف براى خودشان دانستند كه بروند و كشته هم بشوند و محو كنند آثار معاويه و پسرش را . « 3 » حضرت سيدالشهداء با يك عدد كمى حركت كردند و مقابل يزيد كه خوب يك حكومت قلدرى بود ، يك حكومت مقتدرى بود و هم اظهار اسلام هم مىكرد و از قوم و خويش‌هاى خود اينها هم بود ، در عين حالى كه اظهار اسلام مىكرد و حكومتش به خيال خودش حكومت اسلامى بوده ، خليفهء رسول اللَّه به خيال خودش بود ، لكن اشكال اين بود كه يك آدم ظالمى است كه بر مقدرات يك مملكت بدون حق تسلط پيدا كرده است . اينكه حضرت ابى عبداللَّه ( ع ) نهضت كرد و قيام كرد با عدد كم در مقابل اين ، براى اينكه گفتند تكليف من اين است كه استنكار كنم ، نهى از منكر كنم . « 4 » سيدالشهداء ( ع ) وقتى مىبيند كه يك حاكم ظالمى ، جائرى در بين مردم دارد حكومت مىكند ، تصريح مىكند حضرت كه اگر كسى ببيند كه حاكم جائرى در بين مردم حكومت مىكند ، ظلم به مردم مىكند بايد مقابلش بايستند و جلوگيرى كند هر قدر كه مىتواند به چند نفر ، با چندين نفر كه در مقابل آن لشكر هيچ نبود . « 5 »

--> ( 1 ) . 7 / 237 . ( 2 ) . 13 / 158 . ( 3 ) . 8 / 12 . ( 4 ) . 14 / 15 . ( 5 ) . 2 / 208 .