پژوهشكده تحقيقات اسلامى
105
عاشورا شناسى (فارسى)
ابن زياد گفت : اين هر سه را امان دادم . پس ، عبيداللَّه بن محلّ نامهاى نوشت به عبّاس و جعفر و عبداللَّه و ايشان را از صورت احوال خبر داد . غلامى داشت نام او عِرفان . نامه را به دست او بديشان فرستاد و عِرفان را حجّت گرفت كه نامه را به دست خويش بديشان رساند و جواب گرفته به زودى باز گردد . چون عِرفان اين نامه را به عبّاس و اخوان رسانيد ، ايشان مطالعه كرده غلام را گفتند : بازگرد و خال را از ما سلام برسان و بگوى ما را به امان شما حاجت نيست ؛ چه ، امان خداى تعالى بهتر از امان پسر مرجانه است . غلام بازگشت و به نزد عبداللَّه بن محلّ آمد و جوابى كه از ايشان شنيده بود تقرير كرد . آنگاه اميرالمؤمنين حسين ( ع ) ياران و اصحاب و متعلّقان خويش را بخواند . چون همگان جمع شدند ، حمد و ثناى بگفت و اين دعا بر زبان آورد : الَّلهُمَّ إِنّىِ احْمَدُكَ عَلى [ أَنْ ] اكْرَمْتَنا بِالنُّبُوَّةِ وَ جَعَلْتَ لَنا اسْماعاً وَ ابْصاراً وَ أَفئِدَةً وَ عَلَّمْتَنَا الْقُرآنَ وَ فَقَّهْتَنا فِى الدّينِ فَاجْعَلْنا لَكَ مِنَ الشَّاكِرينَ . پس ، روى به ياران و دوستان و شيعيان و برادران خويش آورد و گفت : من در روى زمين بهتر و وفادارتر يارانى از شما نمىدانم و اهل بيتى نيكو روزگارتر و مهربانتر و مشفقتر از اهل بيت خويش نمىشناسم . خداى تعالى شما را جزاى خير كناد ؛ چه ، در حقّ من تقصير نكرديد و نمىكنيد . مصلحتى ديدهام و از جهت خوبى حال شما انديشه كردهام . چون شب درآيد ، شما را كه اصحاب و اتباع و دوستان و ياران من هستيد بر مىبايد خاست و هر يك دست برادرى و فرزندى از آن من بگيريد و برويد ، زيرا كه هر كجا رسيد شما را نيكو دارند و هيچ كراهتى نرسانند . مرا اينجا بگذاريد كه مقصود اين جماعت منم ، و چون مرا يابند بكشند و شما را هيچ تعرّضى نرسانند . چون من كشته شوم ، شما زنده بمانيد . چون اين كلمات بر زبان حسين بن على ( ع ) برفت ، برادران و اهل بيت او گفتند : معاذاللَّه ! كه ما بدان رضا دهيم كه ياران تو دست ما بگيرند و ما را به هر طرف برند . آنگاه مردمان ما را چه گويند كه امام ، پيشوا ، سرور و مهتر خويش را فرو گذاريم و برويم هنوز تيرى در روى خصم نينداخته ، شمشيرى نازده ، و نيزهاى به كار نبرده ؟ اى پسر رسول خدا ، چگونه باشد كه ما تو را بگذاريم و برويم ؟ ما هرگز از تو جدا نشويم و تا جان در تن داريم ، با خصمان تو جنگ مىكنيم . جان و تن ما فداى تو باد ، لعنت بر آن زندگانى باد كه بعد از تو باشد .