پژوهشكده تحقيقات اسلامى
99
زمينه هاى قيام امام حسين (ع) (فارسى)
و در خطبهاى ديگر وى را چنين توبيخ و سرزنش نمود : شگفتا ! از پسر زن بدنام ! در ميان مردم شام نشر مىدهد كه من اهل مزاح هستم و مردى شوخ طبعم كه مردم را سرگرم مىكند . حرفى نادرست گفته و سخنى به گناه انتشار داده است ! آگاه باشيد كه بدترين گفتار ، دروغ است . او سخن به دروغ مىگويد و وعده مىدهد و تخلّف مىنمايد ، درخواست مىكند و اصرار مىورزد ، اگر از او چيزى درخواست شود بخل مىكند به عهد و پيمان خيانت مىنمايد و پيوند خويشاوندى را قطع مىكند . به هنگام نبرد مادامى كه شمشيرها به كار نيفتاده سر و صدا راه مىاندازد ، پس آنگاه كه شمشيرها از غلاف بيرون آمده و جنگ شروع گرديد براى رهايى جانش بهترين و بزرگترين نقشهاش آن است كه جامهاش را بالا زند و عورت خود را آشكار سازد ! آگاه باشيد ، به خدا سوگند . ياد مرگ مرا از شوخى و سرگرمى باز مىدارد ولى او را فراموشى آخرت از گفتن سخن حقّ باز داشته است . او حاضر نشد با معاويه بيعت كند جز اينكه از او مزدى بگيرد و در برابر از دست دادن دينش بهايى گرفت . « 1 » سمرة بن جندب : يكى ديگر از واليان معاويه كه به فرماندارى بصره منصوب شد ، « سمرة بن جُندب » است . وى همان كسى است كه درخواست پيامبر اكرم ( ص ) را دربارهء فروش يا هبه و يا معاوضه درختش ( كه مزاحم خانوادهاى مسلمان بود ) با درختى در بهشت خوددارى كرد . « 2 » او با اين كار نشان داد نه به پيامبر ( ص ) حرمتى قائل است و نه اعتقادى به معاد دارد . وى در ايّامى كه در بصره به جانشينى از « زياد بن ابيه » حكومت مىكرد هشت هزار نفر را كشت و به هنگامى كه نزد « زياد » آمد گفت : « باكى ندارم كه هشت هزار نفر ديگر را نيز بكشم ! » « 3 »
--> ( 1 ) - نهجالبلاغه ، خطبه 84 . ( 2 ) - ر . ك : كافى ، ج 5 ، ص 292 . ( 3 ) - تاريخ طبرى ، ج 4 ، ص 232 .