پژوهشكده تحقيقات اسلامى

94

زمينه هاى قيام امام حسين (ع) (فارسى)

( اى معاويه ! ) اندرزهاى پر وصله و رنگارنگ به همراه نامه تزيين شده‌ات به من رسيد . آن را با گمراهىهاى خويش مزيّن ساخته‌اى و با سوء رأيت امضاء نموده‌اى ، نامه‌اى است از مردى كه چشم ندارد تا هدايتش كند و رهبر ندارد تا ارشادش نمايد . هوا و هوس او را به سوى خود دعوت نموده و او اين دعوت را اجابت كرده . گمراهى افسارش را گرفته و او را به دنبالش مىبرد به همين دليل بسيار هذيان مىگويد و در گمراهى سرگردان است . « 1 » امام حسن ( ع ) با آنكه شرايط ناگوار سياسى و اجتماعى ، او را واداشت تا با معاويه صلح نموده قدرت سياسى را به او تحويل دهد ، اما همچنان معاويه را براى امارت شام صالح نمىديد ، و هرگز او را شايسته خلافت اسلامى نمىدانست از اين رو ، در متن صلحنامه نيز قدرت و حاكميت وى را « خلافت » و « امامت » ندانست . اسناد موجود تاريخى نشان مىدهد كه آن حضرت ، بارها معاويه را با صراحت تمام مورد شناسايى قرار داد و كارنامه سياه او و خاندانش را مورد توجه مردم ساخت تا نسل حاضر در اين باره غفلت نورزد و نسل‌هاى بعدى نيز مورد فريب و تزوير قرار نگيرند . « 2 » مهم‌ترين نشانهء افكار و انديشه‌هاى جاهليت كه در حكومت معاويه خودنمايى مىكرد پس از رقابت شديد و خصومت عميق با اهل بيت ( ع ) و بنى هاشم ، رويكرد قبيله‌اى وى با قضاياى گوناگون حكومت‌دارى بود . معاويه دستور داده بود تا گواهى دادن هيچ‌يك از اصحاب على ( ع ) پذيرفته نشود . « 3 » امام حسين ( ع ) به او نوشت : تو زياد را بر عراق حاكم كردى در حالى كه دست و پاى مسلمانان را قطع كرده ، چشم مردمان را كور مىكرد و آنها را بر شاخه‌هاى نخل ، به دار مىآويخت . تو به او نوشتى : هر كس بر دين على است او را بكش او نيز آنها را كشته و به امر تو مُثله كرد . « 4 »

--> ( 1 ) - نهج‌البلاغه ، نامه 7 . ( 2 ) - ر . ك . الامامة والسياسة ، ابن قتيبه ، ج 1 ، ص 131 - 138 . ( 3 ) - بحارالانوار ، ج 44 ، ص 126 . ( 4 ) - الاحتجاج ، ج 2 ، ص 297 .