پژوهشكده تحقيقات اسلامى

93

زمينه هاى قيام امام حسين (ع) (فارسى)

شقاوت و من به تو اخطار مىكنم از غوطه‌ور شدن در فريب آرزوها و دو گونه بودن ظاهر و باطن . . . « 1 » تو ( اى معاويه ! ) همان كسى هستى كه همواره در بيابان گمراهى ، سرگردانى و از راه راست و حدّ اعتدال منحرفى . « 2 » گروه بسيارى از مردم را به هلاكت افكندى و آنان را به گمراهى خود فريفتى ، و در موج درياى ( نفاق و دورويى ) خويش انداختى كه تاريكىها ( گمراهىها ) آنها را احاطه كرده و امواج شبهاتش همه آنها را در كام خود فرو برده و اين سبب شده كه آنها از حقّ باز گردند و به جاهليت و دوران گذشته رو آورند ، به قهقرا برگشته و به حسب و نسب و تفاخرات قومى اعتماد كنند . . . اى معاويه ! در برابر كارهايت از خدا بترس ! و مهار خود را از دست شيطان بگير ! زيرا دنيا از تو جدا خواهد گشت و آخرت به تو نزديك است . « 3 » همانطور كه گفته‌اى ما و شما گرد هم جمع و با هم انس داشتيم ، ولى در گذشته از هم جدا شديم ، زيرا ما ايمان آورديم و شما به كفر خود باقى مانديد ، امروز هم ما به راه راست مىرويم و شما پيرامون فتنه هستيد . آنها كه از گروه شما اسلام را پذيرا شدند از روى ميل نبود ، بلكه در حالى بود كه همه بزرگان عرب در برابر رسول خدا ( ص ) تسليم شدند و در حزب او درآمدند . « 4 » اى بندگان خدا ! من از هر كس ديگر به پاسخگويى بدين دعوت و پذيرفتن حكم قرآن شايسته‌ترم ، ولى معاويه و عمرو بن عاص و ابن ابى معيط و حبيب بن مسلمه و ابن ابى سرح نه اهل دين‌اند و نه مرد قرآن ، من بهتر از شما ايشان را مىشناسم چه از كودكى با آنان همدم بوده و در بزرگسالى با آنها هم صحبت بوده‌ام و مىدانم كه ايشان بدترين كودكان بودند و اينك بدترين مردانند . « 5 »

--> ( 1 ) - نهج‌البلاغه ، نامه 10 . ( 2 ) - همان ، نامه 28 . ( 3 ) - همان ، نامه 32 . ( 4 ) - همان ، نامهء 64 . ( 5 ) - بحارالانوار ، ج 32 ، ص 532 و ج 33 ، ص 312 ؛ شرح نهج‌البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 2 ، ص 216 ؛ وقعة صفين ، نصر بن مزاحم ، ص 489 .