پژوهشكده تحقيقات اسلامى

87

زمينه هاى قيام امام حسين (ع) (فارسى)

فصل چهارم : پيامدهاى انحراف در نظام سياسى اسلام وقتى امامت و رهبرى از مركز و محور خود دور شد و در دست كسانى قرار گرفت كه به هيچ وجه شايستگى آن را نداشتند ، زمينهء گسسته شدن ديگر رشته‌هاى دين پديد آمد و در عرصه فرهنگ ، سياست و اقتصاد پيامدهاى تلخى پديد آمد . چنان كه قراين و اسناد تاريخى گواهى مىدهد انحطاط سياسى و اقتصادى در دورهء « ابوبكر » و « عمر » ، سير چندان شديدى ندارد ؛ و تنها انحطاط فرهنگى به علّت محروميت حاكم ، از فقه و دين‌شناسى و قصور و تقصيرش در اداى مسئوليت‌هاى عاليهء مرجعيت دينى شدّت مىگيرد ؛ امّا در دوران « عثمان » حكومت اسلامى به كلّى از اهداف خودش منحرف مىشود و كارگزاران نالايقى چون « وليد بن عقبه » و « عبدالله بن ابىسرح » به عنوان والى به حكمرانى مىپردازند . و اشرافيت اموى و نژاد پرستى عصر جاهليت بار ديگر زنده مىشود . با حاكميت « معاويه » ، سياست‌هاى عثمان با جدّيت پى گرفته مىشود و اختناق و فساد ادارى و مالى گسترش مىيابد و بيت‌المال مسلمين در تيول بنى اميّه ، اين دشمنان ديرينه اسلام قرار مىگيرد و سلطنت موروثى اموى همانند آنچه قيصرها در روم و كسراها در ايران داشتند بر پا مىشود . ارزش‌هاى اسلامى از عرصه سياست و مديريت جامعه محو مىگردد و تباهىهاى اجتماعى و اخلاقى در جامعه اسلامى فراگير مىشود به نحوى كه امام حسين ( ع ) تنها راه بيدارى امّت پيامبر ( ص ) و نجات آنان از دست سياست‌بازان اموى را قيام با همه هستى مىبيند . در بخش نخست پيامدهاى فرهنگى و اجتماعى سقيفه بنى ساعده و مهجوريت اهل بيت پيامبر ( ع ) مطرح شد . در اين جا پيامدهاى سياسى آن را به اختصار مرور مىكنيم .