پژوهشكده تحقيقات اسلامى
63
زمينه هاى قيام امام حسين (ع) (فارسى)
فصل سوم : سير انحراف و انحطاط در نظام سياسى اسلام اللّهم الْعَنْ اوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمّدٍ و الِ محمّد و آخِرَ تابعٍ لَهُ عَلى ذلِكَ . . . و لَعَنَ اللَّهُ امَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَقامِكُمْ وَ ازالَتْكُمْ عَنْ مَراتِبِكُمُ الَّتى رَتَّبَكُمُ اللَّهُ فيها . ( فرازى از زيارت عاشورا ) با رحلت پيامبر ( ص ) ، برخى از عناصر دنياطلب و خود محور در سقيفه بنى ساعده جمع شدند و مقاصد شوم خود را عملى ساخته مديريت سياسى جامعه اسلامى را از محور خود خارج كردند . بدين ترتيب امامت و رهبرى همه جانبه جهان اسلام كه نيازمند عصمت ، علم خدادادى و كمالات انسانى بود ، در دست كسانى قرار گرفت كه هيچ يك از آن شرايط را نداشتند . اين عمل ، آغاز يك انحراف بزرگ بود كه انحرافات فراوانى را در پىآورد ؛ به خصوص از نظر سياسى ، حكومت اسلامى از ظر نحوه گزينش كارگزاران ، چگونگى قانونگذارى و اهداف ، به طور كلّى دگرگون شد و حكومت كه در منطق توحيدى يك امانت الهى تلّقى مىشد ، آلت دست افراد خودسر و جاهل قرار گرفته و زمينه انحطاط و انحراف جامعه اسلامى در ابعاد گوناگون پديد آمد . على ( ع ) در اين باره مىفرمايد : « آنگاه كه خداوند پيامبرش را به سوى خويش فرا خواند . گروهى به قهقرا برگشتند و اختلاف و پراكندگى آنها را هلاك ساخت و تكيه بر غير خدا كردند و با غير خويشاوندان ( اهل بيت پيامبر ( ع ) ) پيوند بر قرار نمودند ، و از وسيلهاى كه فرمان داشتند به آن مودّت ورزند كناره گرفتند ، و پايه و اساس ( ولايت ) و رهبرى جامعهى اسلامى را از محل خويش برداشته در غير آن نصب كردند . ( اينان ) معادن