پژوهشكده تحقيقات اسلامى

51

زمينه هاى قيام امام حسين (ع) (فارسى)

اساساً فلسفه حكومت در اسلام ايجاد جامعه‌اى الهى است كه نشانه‌هاى دين و ديندارى در آن آشكار باشد . چنان‌كه پيامبر اكرم ( ص ) و وصىّ او على بن ابى طالب ( ع ) حكومت را به همين منظور مىخواستند و در همين راستا حكومت را اداره كردند . على ( ع ) در اين‌باره فرمود : اللّهم انّك تَعْلم انّه لَمْ يَكُنِ الّذى كانَ مِنَّا مُنافَسَة فى سُلْطان و لا الِتماسَ شَىءٍ من فُضُولِ الْحُطامِ و لكِنْ لِنَرُدّ الْمَعالِمَ مِنْ دينك و نُظْهِرَ الْاصْلاح فى بِلادك فَيَأمَنَ الْمَظلُومُون مِنْ عِبادِك و تُقامَ الْمُعَطَّلةُ مِنْ حُدُودك « 1 » خدايا ، تو مىدانى آنچه ما انجام داديم ، نه به خاطر رغبت در قدرت بود ، و نه به خاطر رسيدن به چيزى از بهره‌هاى ناچيز دنيا ، بلكه مقصود ما آن است كه نشانه‌هاى دين تو را به جامعه بازگردانيم و اصلاح را در شهرهاى تو آشكار نماييم ، تا بندگان ستمديده‌ات را امنيت فراهم آيد و حدود اجرا نشده‌ات به اجرا درآيد . و اين يكى از مهم‌ترين وجوه تمايز دولت اسلامى با ديگر دولت‌ها است كه علاوه بر برنامه‌هاى جدّى براى معيشت و دنياى مردم ، براى تعالى روحى و معنوى آنان نيز برنامه دارد و در احياى دين اسلام و شعائر آن تلاش مىكند . و بدون ترديد دستيابى به اين اهداف بلند ميسّر نمىشود مگر اينكه كارگزارانى صالح و معتقد عهده‌دار مسئوليت‌هاى اجتماعى و سياسى گردند . شروط زمامدار در حكومت اسلامى در حكومت دينى ، كارگزاران براساس شايستگىهاى لازم براى انجام مسئوليت و معرفت و درايت انتخاب مىشوند . و عناصرى چون نژاد ، ملّيت ، قبيله و خاك در آن نقشى ندارند . كارگزاران پيامبر ( ص ) و اصحاب خاصّ او از همهء طبقات اجتماعى و همهء نژادها و ملّيت‌ها بودند . « سلمان فارسى » ، « صهيب رومى » ، « بلال حبشى » ، « عمّار ياسر » و « ابوذر غفارى » از ملّيت‌هاى مختلف از نزديكان پيامبر ( ص ) محسوب مىشدند .

--> ( 1 ) - نهج‌البلاغه ، خطبه 131 .