پژوهشكده تحقيقات اسلامى

196

زمينه هاى قيام امام حسين (ع) (فارسى)

در عظمت ، فرو دست او است و شخصى را برترى مىدهيم كه از هر شخصيتى بالاتر است ، و مردى را مقدّم مىداريم كه فوق تمام رجال تاريخ در اجتماع آنها است ؛ و اين تقديم ، هيچ كار بديعى نيست ؛ زيرا تمام رجال تاريخ را كه مىشناسيم ، عمر خود را در تحصيل مجد و بزرگوارى زمين به پايان رساندند ، امّا حسين ( ع ) جان خود را در راه تحصيل فضايل انسانى و مجد آسمان فدا كرد و چنين كسى بالاتر و برتر است . ما شخصيت‌هاى بزرگى مىشناسيم كه هر كدام از جهتى با عظمت بوده‌اند ، يكى از جهت شجاعت و يكى از جهت مروّت و ديگرى از جهت زهد ، و يكى از جهت خودگذشتگى و فداكارى ، و يكىاز ناحيه علم و دانايى ، اما عظمت از هر جهت و از هر نوع ، منحصر به حسين بن على ( ع ) است . . . . او مردى است كه از عظمت نبوّت محمّد ( ص ) و عظمت مردانگى على ( ع ) و عظمت فضيلت فاطمه ( س ) به وجود آمده و نمونه عظمت انسانى است . پس ياد او و ذكر حالات او فقط ياد و ذكر يك مرد بزرگ نيست ، بلكه ياد و ذكر انسانيت جاويدان است ؛ تاريخ او تاريخ يك قهرمان فضيلت بشرى نيست ، بلكه تاريخ قهرمانى بىمانند است . « 1 » امام حسين ( ع ) شخصيتى الهى و منزّه از عيوب و جامع فضايل انسانى بود حتى دشمنان او به اين معنا معترف بودند « الفضل ما شَهِدَت به الاعداء » كه به دو نمونه از آنها در اينجا اشاره مىكنيم . 1 - پس از اينكه نامه پرمحتواى امام حسين ( ع ) كه حاوى مطالبى درباره جنايات بنىاميّه و شخص معاويه بود ، به دست معاويه رسيد . عبدالله بن ابى عمر « 2 » به او گفت : پاسخ شديدى به او بده و بدترين كارهاى او را متذكّر شو . معاويه در جواب گفت : بر كسى همانند من شايسته نيست عيوبى را بر حسين ( ع ) نسبت بدهد كه مردم نمىشناسند ( قبول ندارند ) و چگونه من براى حسين بن على ( ع ) عيبى بگويم در حالى كه هيچ عيبى در او نمىبينم . « 3 »

--> ( 1 ) - الامام الحسين ( ع ) ، عبدالله العلائلى ، دار مكتبة التربية ، بيروت ، 1972 ميلادى ، ص 90 - 91 . ( 2 ) - ظاهراً مراد عبدالله بن عمرو بن العاص باشد . ( 3 ) - الاحتجاج ، طبرسى ، ج 2 ، ص 93 .