السيد محمد محسن الطهراني

26

افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى)

« اين زندگانى دنيا چيزى جز سرگرمى به كارهاى بيهوده و بچه‌گانه نيست و زندگانى حقيقى و انبساط روح و نشاط واقعى در عالم آخرت است ، اگر اينها مىدانستند و به آن حقيقت دست مىيافتند . اين مردم چنين‌اند كه هرگاه بر كشتى سوار شوند و در دل درياها به حركت درآيند خدا را با تمام وجود و خالصانه مىخوانند و از او براى رسيدن به مقصد استمداد مىنمايند و آنگاه كه به سلامت به خشكى رسيدند به تمام آن خواستها و حالات و توجّهات پشت پا زده يكسره به خدا شرك مىآورند تو گوئى اصلًا خدائى و نيروى لايزالى و حقيقت غيبى وجود نداشته است ! اين تغيّر و تبدّل حال براى اين است كه نعمتهاى ما را پس از رسيدن به آنها به دست فراموشى مىسپرند و كفران الطاف و عنايتهاى ما را مىكنند و به هواهاى نفسانى و لذّات شهوانى دل‌خوش مىشوند ولى به زودى مطلب براى آنها منكشف خواهد شد و به سزاى اعمال ناشايست خويش خواهند رسيد . » اين دغدغه خاطر و اضطراب نفس پيوسته با انسان در فراز و نشيب زندگى همراه و قرين خواهد بود و يك لحظه او را رها و آزاد نخواهد ساخت و همچنان روزگار را با او سپرى خواهد ساخت تا هنگامى كه مرگ فرا رسد و او را از اين دغدغه بدرآورد و سير او را در آخرت به او بنماياند . راهى كه بندگان زيرك و هشيار براى خويش برگزيده‌اند در اين ميان راه ديگرى وجود دارد كه برخى از بندگان زيرك و هشيار در اين دنيا آن را برمىگزينند و با پيمودن آن نفس و سرّ خود را به همان مبدأ هستى و اصل نظام آفرينش متّصل مىنمايند و با رجوع به حقيقت ذات و سرّ نهفته خويش و به فعليّت درآوردن آن ، موجب تجرّد و تقرّب تامّ در مراحل ذات خويش گشته و با رسيدن به مقام و منزل معرفت و شناخت شهودى و قلبى حضرت حقّ ديگر جائى براى تشويش و اضطراب در درون خود باقى نمىگذارند . أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ ، الَّذينَ آمَنُوا