السيد محمد محسن الطهراني
80
طهارت انسان (فارسى)
بسيارى از آنان ممكن است از اين جهت جلوتر از مسلمين و پاكتر از آنها باشند ؛
--> [ 1 ] و عدم اعتناء و توجّه عدّهاى از مشركين نسبت به قذارت نجاسات و اشتمال بر نجاست عرَضى موجب سريان حكم به همه آنها نخواهد شد ، حتّى اگر اكثر آنان نيز اهتمامى به طهارت و رفع قذارت ظاهرى نداشته باشند . نكته ديگر اينكه حكم به نجاست در آيه شريفه مترتّب بر وصف شرك است نه بر اختلاط با مسكر و يا لحم خنزير و غيره ؛ و اگر مقصود شارع از ترتّب نه عنوان شرك بلكه عدم احتراز از نجاسات مىبود ، چرا اين مسأله را با عنوان شرك ذكر كرده است درحاليكه غير مشركين نيز ابائى از اكل لحم خنزير و يا شرب مسكرات و غيره ندارند ؟ فلهذا ذكر وصف در اينجا لغو خواهد بود ؛ فتنبّه . و يا به تقرير اينكه : مقصود مبالغهء در قذارت است از باب زيدٌ عدلٌ . و در هر دو صورت احتمال دلالت آيه بر نجاست ذاتى مشركان مىرود . امّا قطعاً نمىتوان مراد از آيه را نجاست عرضى آنها دانست . و همچنين احتمال دلالت آيه بر قذارت نفسى به قوّت خود باقى [ 1 ] - قريب به اين مضمون را مرحوم شيخ محمّد حسن در جواهر ذكر كردهاست : ج 6 ، ص 42 ؛ عَلَى أنَّ النِّجاسَةَ اللُغَويَّةَ مَعَ مَنعِ تَحَقُّقِها فى المُترَفِينَ مِنهُم لَيسَت مِنَ الوَظائِفِ الرَّبّانيَّةِ . ايشان با اين عبارت مىخواهند بفرمايند كه : مترفين از مشركين ، و به عبارت ديگر اهل آداب و رسوم از آنها دائماً با آب خود را تميز و تطهير مىنمايند و قذارت ظاهرى بر بدن آنان نمىباشد .