السيد محمد محسن الطهراني
70
طهارت انسان (فارسى)
بايد بررسى شود . در اينجا مطالبى چند به نظر مىرسد : اوّل اينكه : آيا آيه در مقام اثبات نجاست ذاتى براى مشركين است ، و يا اينكه دلالت بر قذارت ذاتى و باطنى مىكند كه موجب هتك حرمت مسجد الحرام در صورت رفت و آمد و تردّد و خلاصه مأمن و مأواى آنها ، مىشود ؟ ! در اينجا بايد به اين نكته توجّه داشت كه چنانچه مقصود إثبات نفس نجاست ذاتى بر آنها باشد ، چرا آيه اين مطلب را بنحو عموم بيان نكرده ؟ بدين نحو : يأيُّها الَّذينَ ءَامَنوا إنَّما المُشرِكونَ نَجَسٌ فَلا يَقرَبوا مَساجِدَكُم . ممكن است اعتراض شود كه : آيه مفهوم ندارد و به عبارت ديگر نفى حكم از ساير مساجد نمىشود ؛ چه اينكه آيه در مقام بيان نفس حكم است و ذكر مسجد الحرام صرفاً به جهت بيان مصداقى از مصاديق از لحاظ عظمت شأن و خصوصيّت مورد است ، و الّا اطلاق آيه شامل همهء مساجد مىشود . منع از دخول مشركين به مسجد الحرام صرفاً به جهت مسائل سياسى و اجتماعى بوده است اين اشكال مندفع است به اينكه : گرچه بمقتضاى اصول موضوعه و از جهت فنّى ابتداءً متبادر به ذهن همين معنى و مطلبى كه ذكر شد خواهد بود ، ولى با توجّه به اينكه در زمان نزول آيه و پس از آن مدينه بعنوان مركز حكومت اسلام و موطن رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم و مقرّ خلفاى پس از آنحضرت بود ، مسجد مدينه به عنوان دوّمين مسجد و مهمترين مركز رفت و آمد و تردّد كفّار و مشركين محسوب مىشد ؛ و قطعاً اگر نگوئيم از جهت اهميّت و توجّه