السيد محمد محسن الطهراني

39

طهارت انسان (فارسى)

است ؟ او پاسخ داد : در لغت عرب افعالى است كه معانى آن افعال با الفاظ آن متخالف و متضادّ است . مثلًا مىگويند : فلانى يتنجَّس ، يعنى عملى انجام داد كه از قَذارت و ناپاكى بيرون آمد . همچنان كه يتأثّم بمعنى انجام عملى است كه از گناه ، انسان پاك خواهد شد ؛ و يتحرّج بمعنى فعلى است كه از ضيق و شدّت انسان را خارج كند ؛ و يتحنّث بمعنى پرداخت كفّاره قَسم است و انسان را از عهدهء قسم و الزام آن خارج مىسازد . » و كذلك در مادّهء قَذِرَ در « لسان العرب » وارد است : القَذَرُ ضِدُّ النَّظافةِ و شَىْءٌ قَذِرٌ بَيِّنُ القَذارةِ . « قذر مخالف پاكى و پاكيزگى است . چيز قذر يعنى شىء ناپاك و آلوده . » وفى الحديث : اتَّقُوا هَذِهِ الْقَاذُورَةَ الَّتِى نَهَى اللَهُ عَنْهَا . قالَ خالدُ بنُ جَنْبةَ : القاذورَةُ الَّتى نَهَى اللَهُ عَنها ، الفِعْلُ القبيح و اللَفْظُ السَّيِّئُ و رَجُلٌ قَذِرٌ و قَذْرٌ ؛ و يقال : أقْذَرتَنا يا فلان ! أى أضْجَرتَنا . « در حديث وارد است : از اين قاذوره‌اى كه خدا نهى فرموده است بپرهيزيد . يعنى از كار زشت و كلام ناروا دورى كنيد . و گفته مىشود : مرد ناپاك و آلوده . و همچنين گفته مىشود : اى شخص تو ما را آلوده ساختى ! يعنى موجب ناراحتى و بهم ريختگى ما شدى . » وَ رَجُلٌ مَقْذَرٌ : تَجتَنِبُهُ النّاسُ . « يعنى مردى كه مردمان از او دورى مىجويند . » يقال : قَذِرتُ الشَّىءَ أقْذَرُهُ ، إذا كَرِهتُه و اجْتَنَبْتُهُ .