السيد محمد محسن الطهراني

40

طهارت انسان (فارسى)

« گفته مىشود : قَذِرتُ الشَّىْءَ . . . ، يعنى از او خوشم نيامد و از او اجتناب كردم . » القاذورةُ مِن الرِّجال : الفاحِشُ السَّيِّئُ الخُلُق . « به مردمان زشت كردار و بد اخلاق قاذوره گفته مىشود . » الَّذى لا يُبالِى ما قالَ و ما صَنع . « به كسى كه باكى از گفتار و كردارش ندارد نيز قاذوره اطلاق مىشود . » وَ رُوِىَ أَنَّ النَّبِىَّ صلّى اللَهُ عَلَيْهِ ( وَ آلِهِ ) وَ سَلَّمَ : كَانَ قَاذُورَةً لَايَأْكُلُ الدَّجَاجَ حَتَّى تُعْلَفَ . القاذورةُ هيهنا ، الّذى يَقذُرُ الأشياءَ ، و أرادَ بِعَلْفِها أن تُطْعَم الشّىءَ الطّاهرَ و الهاءُ للمبالغةِ . « أبوعبيده مىگويد : از رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم روايت است : اگر مرغى از قاذورات ارتزاق مىنمود حضرت از خوردن گوشت آن مرغ إباء مىنمودند تا اينكه به او از علوفات و حبوب طاهر داده شود و بواسطه آن از ناپاكى درآيد . و مقصود از قاذوره در اينجا شخصى است كه اشياء خبيث را ناپاك و آلوده مىبيند و از آنها اجتناب مىكند . و هاء در اينجا جهت مبالغه است . » وَ فِى حَدِيثِ أَبِى مُوسَى فِى الدَّجَاجِ : رَأَيْتُهُ يَأْكُلُ شَيْئًا فَقَذِرْتُهُ أَىْ كَرِهْتُ أَكْلَهُ كَأَنَّهُ رَآهُ يَأْكُلُ الْقَذَرَ . « أبى موسى نيز روايت مىكند كه پيامبر فرمود : ديدم آن مرغ از چيزى ارتزاق مىكرد ، و مرا از اين كار ناخوش آمد و از خوردن آن مرغ صرفنظر كردم . گويا آن حضرت ديده است كه از قاذورات مىخورد . »