السيد محمد محسن الطهراني

100

طهارت انسان (فارسى)

فٌالنَّاصِبَ ؟ قَالَ : اغْسِلْهَا .

--> [ 1 ] وحدت سياق در كافر ذمّى و ناصبى حكم به قذارت عارضى ، نه ذاتى آنان مىكند امام عليه السّلام در اين روايت امر به إزالهء قذارت به مسح به تراب و يا حائط مىكنند ، و مقتضاى فقه‌الحديث آنست كه در صورت عدم رطوبت دست ذمّى ديگر چه جاى ازاله‌اى مىباشد ؟ و چگونه امام عليه السّلام در مورد ذمّى حكم به ازاله بواسطه خاك و يا حائط مىكند ، امّا در مورد ناصب حكم به ازاله با آب مىنمايد درحاليكه دست در هر دو مورد خشك است و تفاوتى بين دو چيز خشك در سرايت به هم وجود ندارد ؟ پس قطعاً بايد در مورد رطوبت دست و سرايت عرق بدن به دست مسلمان باشد ؛ كه در اين صورت اگر ذمّى محكوم به نجاست ذاتى بود چگونه با مسح به تراب و يا حائط مرتفَع مىشود ؟ مضافاً به اينكه چطور در مورد ناصب حكم به ازاله با آب شده است ، مگر چه فرقى بين ناصب و غير ناصب از نقطه نظر ترتّب حكم بر نجاست ذاتى مىباشد ؟ فلهذا مىتوان اين روايت را از جمله روايات دالّه بر طهارت ذاتى ذمّى و غير ذمّى دانست ، زيرا وحدت سياق در ذمّى و ناصب حكم به قذارت عارضى آنان نه ذاتى مىنمايد ؛ منتهى اين قذارت در ناصب اقوى و اشدّ مىباشد . فعليهذا حمل مرحوم شيخ حرّ - رحمة الله عليه - روايت را بر عدم رطوبت خالى از اشكال نيست . [ 1 ] - همان مصدر ، حديث 4 ، ص 420 .