علم الهدى خراسانى

30

نهج الخطابة (سخنان پيامبر ص و امير المؤمنين على ع) (فارسى)

و بشعور دادن مشاعر ( يعنى حلق گوش و چشم و زبان و دهان و غير ذلك ) ثابت كرد كه خود از اين اسباب و ادوات بىنياز است و بجوهر كردن جواهر دانسته شد كه جوهرى براى او نيست ضديت بين اشياء قرار داد تا دانسته شود براى او ضدى نيست مقارنه و همسر براى اشياء معين فرمود تا دانسته شود براى او قرين و همسر نيست ( بخلاف عقيده مجوس كه يزدان و اهريمن معتقدند و يزدان را خالق نور و اهريمن را خالق ظلمت ميدانند و به اين خرافات پابند شده‌اند ) و نور را ضد ظلمت و خشگى را ضد ترى و رطوبت و سردى را ضد گرمى قرار داد و بمقتضاى حكمت هنگامى بين آنها الفت و اتصال و زمانى بين آنها جدائى و افتراق معين فرمود ( چون عناصر اربعه آب و آتش و هوا و خاك متضاد با يك ديگر و اجسام غليظه را مركب از آن ايجاد فرمود ) بجدائى اشياء از يك ديگر ( چون روح از جسد ) و بالفت بين اشياء ( چون ميوه بدرخت ) دلالت فرمود بوجود