الشيخ رسول جعفريان وديگران
90
نقد و بررسى منابع سيره نبوى (فارسى)
مكه تا هنگام فتح آن اشاره شده است . « 1 » به خصوص به هنگام پيمان عقبهء دوم كه مىگويد : جز عباس هيچ كس همراه رسول خدا ( ص ) نبود . نيز اين كه رعايت احترام و تعظيم پيامبر ( ص ) نسبت به عباس بن عبد المطلب مانند رعايت ادب و احترام فرزند به پدر بود و اين كه اول كسى كه بر جسد رسول خدا ( ص ) نماز خواند او بود . به نظر مىرسد چنين گزينشى از اخبار ، نبايد يك امر عادى باشد . به خصوص وقتى مىبينيم كه از طرفى عبد الملك بن مروان به پسرش سليمان دستور مىدهد تا سيرهء پيامبر ( ص ) را كه ابان بن عثمان نوشته بود ، تنها به دليل اين كه فضايل انصار را بيان كرده ، آتش زند و مىگويد : ما را به چنين كتابى نيازى نيست ؛ « 2 » اما از طرفى ديگر ، او و پسرش وليد و يار همفكر آنان هنيد در اين باره با عروه مكاتباتى دارند . « 3 » به نظر مىرسد كه آل زبير پس از شكست عبد الله بن زبير ، به اجبار دو موضع را اتخاذ كردند : بخشى از آنها راه عزلت از جامعه را برگزيدند و گروهى ديگر خود را به حكام نزديك كردند . از اين جهت روابط آنان ، به خصوص عروه و پسرش هشام و يحيى و نيز اسماعيل بن ابى حكيم با مروانيان حسنه شد ؛ چرا كه آنان نه مىتوانستند در كنار خوارج باشند و نه در كنار شيعيان . « 4 » شايد گزارشهاى مربوط به معاويه ، « 5 » سلمة بن هشام برادر ابو جهل و وليد بن وليد برادر خالد بن وليد و عياش بن ابى ربيعه پسر عموى خالد « 6 » از تبعات همين موضع باشد . در زمينه رابطه آل زبير با بنى عباس ، در فصل اول به طور اجمال سخن به ميان آمد ، كه از تكرار آنها صرف نظر مىكنيم .
--> ( 1 ) . انساب الاشراف ، ج 4 ، ص 16 و 17 ( دو روايت ) و 21 و 25 ؛ طبقات الكبرى ، ج 2 ، ص 291 و ج 4 ، ص 10 و ج 10 ، ص 126 و ج 1 ، ص 221 ؛ تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 195 . ( 2 ) . زبير بن به كار ، اخبار الموفقيات ، ص 331 - 334 . چه رسد به نقل فضايل على ( ع ) كه مورد بغض حكام بنى اميه و بنى عباس بود . ( 3 ) . براى آگاهى از اين نامهها ر . ك : مغازى ، ج 1 ، ص 631 ؛ طبقات الكبرى ، ج 8 ، ص 9 و 115 ؛ تاريخ الطبرى ، ج 3 ، ص 55 و 163 و ج 11 ، ص 614 و ج 2 ، ص 328 ؛ انساب الاشراف ، ج 2 ، ص 96 . ( 4 ) . نبايد ارتباط آنان را با بنى اميه از طريق امّ يحيى دختر . حكم بن ابى العاص و خواهر مروان فراموش كرد و اين كه زبير به بهانه انتقام خون عثمان جنگ جمل را به راه انداخت . عبد الله بن زبير نيز سخت به سيرهء شيخين عمل مىكرد و وقتى مىخواست محمد بن حنفيه و ابن عباس را در شعب ابى طالب با بسوزاند ، دليل اين كار را تمسك به سيرهء عمر اعلام كرد ، و اعتقاد او بر حرمت متعه بهترين دليل بر اين مطلب است . خوارج نيز به دليل اين كه ابن زبير از عثمان تبرّى نجست ، از دور او پراكنده شدند . همچنين با نگاهى به مصنف عبد الرزاق خواهيم ديد كه عروه نقش مهمى در فقه اهل سنت ايفا نموده است . ( 5 ) . انساب الاشراف ، ج 5 ، ص 135 . ( 6 ) . طبقات الكبرى ، ج 4 ، ص 99 .