الشيخ رسول جعفريان وديگران
77
نقد و بررسى منابع سيره نبوى (فارسى)
17 . ابو منذر ، هشام بن عروة بن زبير وى به سال 61 ه . در مدينه زاده شد . « 1 » پدرش عروة بن زبير ، فقيه و محدث مشهور است . هشام را جزو طبقهء چهارم مردم مدينه برشمردهاند كه توانست چند نفر از صحابهء پيامبر ( ص ) ، چون جابر بن عبد الله انصارى ، انس بن مالك ، سهل بن سعد و عبد الله بن عمر را درك كند ؛ « 2 » خود وى مىگويد : « ده ساله بودم كه مرا به همراه برادرم محمد نزد عبد الله بن عمر بردند ؛ او ما را بر زانوى خود نشاند و بوسيد » . « 3 » از هشام با القابى چون ثقه ، حجّت ، ثبت ، « امام فى الحديث » و فقيه ياد شده است . « 4 » او راوى اخبار كسانى مانند ، عروة بن زبير ، عبد الله بن زبير ، عباد بن حمزة بن عبد الله بن زبير ، عباد بن عبد الله بن زبير و يحيى بن عباد است . « 5 » على بن مداينى گويد : نزديك به چهار صد حديث از هشام نقل شده « 6 » ، اما ذهبى اين رقم را بالاتر از هزار حديث دانسته است . « 7 » يعقوبى نيز هشام را از فقهاى عصر ابو العباس و منصور عباسى شمرده است . « 8 » مزّى 125 نفر نام مىبرد كه از هشام روايت كردهاند ؛ از جمله : مالك بن انس ، ابن اسحاق ، معمر بن راشد ، سفيان ثورى ، عبد الملك بن جريج وكيع بن جرّاح و يونس بن بكير . « 9 » و اين از موقعيت علمى هشام خبر مىدهد . كافى است بدانيم كه تنها حماد بن اسامه ششصد روايت را از او دانسته است . « 10 » همچنين زن هشام ، فاطمه بنت منذر بن زبير ، محدثهاى بود كه حتى خود هشام از او روايت كرده است ؛ داستان ابن اسحاق نيز كه براى شنيدن حديث نزد او مىرفت ، مشهور
--> ( 1 ) . تاريخ بغداد ، ج 14 ، ص 38 . ( 2 ) . همان جا و نيز وفيات الاعيان ، ج 6 ، ص 80 . ( 3 ) . همان جا و نيز تاريخ الكبير ، ج 8 ، ص 194 - 195 . ( 4 ) . سير اعلام النبلا ، ج 6 ، ص 35 . ( 5 ) . تهذيب الكمال ، ج 30 ، ص 233 و 234 . ( 6 ) . سير اعلام النبلا ، ج 6 ، ص 35 . ( 7 ) . همان ، ص 47 . ( 8 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 1 ، ص 363 و 390 . ( 9 ) . تهذيب الكمال ، ج 30 ، ص 237 - 234 . ( 10 ) . سير اعلام النبلا ، ج 9 ، ص 278 . البته اين بدان معنا نيست كه تمام اين افراد ، اخبار را به طور شفاهى از او گرفتهاند . شاهد اين مطلب گزارشى است كه ابن سعد در اين باره آورده . وى از واقدى از عبد الرحمن بن ابى الزناد نقل مىكند كه گفت : من شاهد بودم كه ابن جريج نزد هشام بن عروه آمد و پرسيد : آيا مطالب نوشتهاى كه به فلانى دادهاى ، احاديث تو است ؟ جواب داد : آرى . واقدى گويد : پس از اين بسيار زياد مىشنيدم كه ابن جريج مىگفت : « حدّثنا هشام بن عروة » ( طبقات الكبرى ، ج 6 ، ص 38 ) . براى آگاهى بيشتر ر . ك : خطيب ، الكفاية ، ص 362 - 387 ؛ شبيرى ، نقش تعبير واسطه در معجم رجال ، ص 479 - 482 .