الشيخ رسول جعفريان وديگران

384

نقد و بررسى منابع سيره نبوى (فارسى)

ابن كثير در اين بخش - همانطور كه در جاى ديگرى گفته‌ايم - به پيروى از طبرى ، بر روايات سيف بن عمر اعتماد كرده است ؛ اما در خصوص حوادث دوران عمر و عثمان و امام على ( ع ) باز در البداية و النهايه ، از روايات واقدى استفاده شده و نقلهاى او در كنار اخبار سيف آمده است . اين كار به ويژه در بيان حوادث شورش بر عثمان و كشتن وى صورت گرفته است . اما در حوادث دوران اموى و عباسى ، بيشتر نقلهايى كه از واقدى آمده ، مربوط به اميران حج ، فرماندهان جنگهاى تابستانى و زمستانى و برى و بحرى ، نصب و عزل واليان شهرهاى مختلف است . در كنار آن در برخى از شرح حالها و حوادث و جنگها و فتنه‌ها ، مانند خرابى كعبه و بناى مجدد آن توسط ابن زبير در سال 64 ه . جنگهاى داخلى عراق در انتقام خون امام حسين ( ع ) ، فتنهء ابن زبير ، واقعهء دير جماجم ، خطبهء وليد بن عبد الملك در آغاز خلافتش در سال 86 ه . و خطبهء خالد بن عبد الله قسرى در وقت امارتش در سال 89 ه . از نقلهاى واقدى استفاده شده است . در اين خبر اخير ، ابن كثير از غريب بودن سند واقدى سخن گفته است ؛ چرا كه مطالبى از خالد قسرى نقل شده كه اگر وى آنها را گفته باشد ، كفر او را ثابت مىكند و به نظر ابن كثير چنين چيزى از خالد بعيد مىنمايد ! « 1 » همين طور وى اين سخن واقدى را كه در شرح حال وليد بن عبد الملك گفته و او را جبار خوانده ، نپذيرفته است ؛ چرا كه اين تعبير مربوط به وليد بن يزيد فاسق است . همچنين اخبارى از واقدى دربارهء جنگ قسطنطنيه در دورهء خلافت سليمان بن عبد الملك به سال 98 ه . و روزگار هشام بن عبد الملك در سال 105 ه . نقل شده است . نيز خبرى از وى در بارهء خروج ابراهيم بن عبد الله در سال 145 ه . از واقدى در البداية و النهايه آورده شده است . آخرين خبرى كه ابن كثير از واقدى نقل كرده ، مطلبى است كه در شرح حال مالك بن انس آمده كه مربوط به سال درگذشت وى يعنى 179 ه . و محل دفن او يعنى مدينه است . ابن كثير - بر خلاف عادت خود - به صراحت از منبع خود در نقل روايات واقدى ، ياد نمىكند ، مگر در يك مورد در اخبار رده ؛ آنجا كه سخن از وحشى قاتل حمزه به ميان مىآورد ، همو كه در جنگ‌هاى رده ، مسيلمه كذاب را كشت . روشن است كه حتى اگر

--> ( 1 ) . دفاع ابن تيميه و پيروان وى از امويان و تحليل اين كه انحراف از عصر عباسيان آغاز شده و قبل آن همه چيز درست بوده ، نظريهء مشهورى است كه ابن كثير هم در اينجا به آن عنايت دارد ( مترجم ) .