الشيخ رسول جعفريان وديگران
180
نقد و بررسى منابع سيره نبوى (فارسى)
زمان جدىتر شده بود - تفسير كنيم ! هر كدام از اين عوامل جايگاه ابن اسحاق را توضيح مىدهد ؛ اما موضوع نيازمند بررسى دقيق است . مكتب مدينه ، شيوهء ابن اسحاق را انكار كرد . اين امر بر تأكيد آن مكتب بر اسناد دلالت دارد ؛ اما تعدادى از مستشرقان ( مثل لامنس ، ليفى و ديلاويدا و بيكر ) نظر ديگرى دارند . آنها ابن اسحاق را اولين كسى مىدانند كه به سيره شكل داد و اين درست نيست ؛ زيرا زهرى در شكل دادن به سيره و تثبيت خطوط آن ، پيشگامتر از اوست . تكههاى باقى ماندهء مغازى او در كتابهاى سيره و تاريخ ، مىتواند اين مطلب را نشان دهد . به علاوه روشن است كه عروة بن زبير - استاد زهرى - همانطور كه از نقلهاى به جا مانده از او - كه بيش از پانصد روايت است - معلوم است ، براى سيره چهارچوبى در نظر گرفت ، جز اين كه چهار چوب عروه ايرادهايى داشت كه محدثان پس از او ، در توجه به مغازى ، بر او غلبه يافتند . درست است كه جواب عروه به نامه عبد الملك دربارهء سيره ، بدون ذكر اسناد بود ، اما دليلش آن است كه جواب وى كلى و جمع بندى شده بود . در حالى كه ما بيش از پانصد روايت از عروه در سيره داريم كه همگى داراى اسناد هستند . اگر مىگوييم كه روايات عروه و شاگردش زهرى ستون فقرات سيره است و اگر تسلسل تاريخى مورخان سيره در مدينه را در نظر بگيريم - يعنى عروه ، زهرى ، موسى بن عقبه ( و در نسل او ابن اسحاق ) ، واقدى ، ابن سعد و بلاذرى ( و در نسل او طبرى كه به ابن اسحاق تكيه دارد ) - توجه عروه و زهرى به اسناد مشخص مىشود ، و بعد از آنان موسى بن عقبه ، كه مورد تأييد مكتب مدينه است ( به عكس ابن اسحاق ) و همين طور واقدى و پس از او ابن سعد . مىبينيم كه نقش اسناد و اهميت آن در بررسى سيره و حديث ضرورى است . مسلمانان صدر اسلام براى ميزان دقيق بودن حديث و خبر ، فقط به اسناد تكيه نداشتند ، بلكه به متن يا محتوا نيز توجه مىكردند و آنها همچنين از تاريخ به عنوان وسيلهاى ديگر براى ارزيابى احاديث استفاده مىكردند . امر ديگرى كه تعدادى از مستشرقان - به هنگام بررسى سيره - در آن دچار سر درگمى شدهاند ، اين است كه آنها ميان « تدوين » و « كتابت » حديث تفاوت قائل نشدهاند ؛ زيرا عصر تدوين از حدود نيمهء قرن دوم هجرى - كه دورهء جمعآورى و تنظيم مواد بود - شروع شد ، اما كتابت و نگارش ، قبل از پايان قرن اول هجرى مرسوم بود و ما اطلاعات و شواهد كافى براى تأكيد بر اين سخن در دست داريم .