الشيخ رسول جعفريان وديگران
164
نقد و بررسى منابع سيره نبوى (فارسى)
در حالى كه مىبينيم روش ابن هشام در تهذيب سيره ، همانطور كه خود او گفته است ، به نسب پيامبر ( ص ) تا اسماعيل در يك خط مستقيم و بدون واسطه و به طور خلاصه پرداخته و از ذكر ديگر فرزندان اسماعيل خوددارى كرده است ؛ سپس به سيره پرداخته و آنگاه « آنچه را كه در آن سخنى مربوط به پيامبر نبوده ، . . . » حذف كرده است . « 1 » به اين ترتيب ، ابن هشام سخن گفتن از فروع سلسلهء فرزندان اسماعيل را به منظور اختصار رها كرده است . علت اين كه چرا ابن هشام قسمتى از مبتدأ را حذف كرده است ، قابل درك نيست ؛ زيرا آن بخش شامل شروع خلقت و تاريخ پيامبران و بعضى از گروهها مىشد . با اين حال و با پرداختن ابن هشام به تاريخ يمن ، هيچ تفسيرى بر چگونگى روشى كه ارائه داده است ، پيدا نمىشود . بار ديگر روشن مىشود كه ابن اسحاق دو كتاب نوشته است : يكى در مبتدأ و ديگرى در مغازى ، به مفهوم كلى آن - همانطور كه استادش زهرى عمل كرده - يعنى زندگى پيامبر ( ص ) قبل و بعد از بعثت ، اما آن را با سخن گفتن از اوضاع قريش ، مكه و پرستش بتها گستردهتر كرده است . به نظر مىرسد كه ابن هشام در قسمت مبتدأ ، به مغازى ابن اسحاق چيزهايى را افزوده و ترجيح داده است كه اين اضافه ، شامل قصص تاريخى از يمن و مسائل مربوط به نسب ، باشد . اين امر كار دشوارى نيست ، به ويژه هنگامى كه مىبينيم بعضى از شاگردان ابن اسحاق ، از جمله بكّايى ، مغازى و مبتدأ را با هم روايت كردهاند . 3 . ابن اسحاق در مدينه بزرگ شد و نزد بزرگان آن جا تحصيل كرد و مواد سيره و مغازى را نيز همان جا گرد آورد . او بعد از 45 سال مدينه را به قصد عراق ترك كرد . به نظر مىرسد كه قبل از ترك مدينه ، به تدريس نيز پرداخته است ، زيرا شاگرد مدنىاش ابراهيم بن سعد ( 110 - 184 ) مغازى را از او شنيد . « 2 » و چون بحثهاى حديثى كه به مواد او در مبعث و مغازى و مبتدأ ختم مىشود ، اغلب به مصادر مدنى و تعدادى مصرى برمىگردد كه در ميان آنها مصادر شرقى ، اعم از عراقى يا ايرانى ديده نمىشود . « 3 »
--> ( 1 ) سيره ، ج 1 ، ص 4 . ( 2 ) . الفهرست ، ص 92 ؛ تاريخ بغداد ، ج 6 ، ص 6 - 81 ؛ معجم الادبا ، ج 6 ، ص 401 . ( 3 ) . ر . ك : fuck , opt . cit . pp . 54 - 41 ؛ هورويتز ، مغازى الاولى ، ص 87 و ذهبى ( چاپ فيشر ) شرح حال كسانى كه ابن اسحاق از آنها روايت كرده است . N . Abbott , opt . cit . p . 87 - 8 ؛ 1895 ، ليدن