الشيخ رسول جعفريان وديگران

146

نقد و بررسى منابع سيره نبوى (فارسى)

2 . گاه امورى در نظر او تا حدى مهم بوده و وى ذكر آنها را براى تفهيم بيشتر حوادث دوران رسول خدا ( ص ) لازم و ضرورى تشخيص داده است . ( 40 ) گويا واقدى در نقل مغازى پيامبر ( ص ) خود را موظف مىدانست هر آنچه را كه به دستش مىرسد ، حفظ و نقل كند ؛ زيرا او علاوه بر نوشته‌ها و خبرهاى بىواسطه از سلسله راويان ، از شنيده‌ها نيز صرف نظر نمىكند ؛ مانند ذكر حضور تعدادى از همسران پيامبر ( ص ) در منطقه خندق كه با عبارت : « كلّ هذا قد سمعناه » آورده است . « 1 » واقدى در نوشته‌هاى خود بعضى از مفاهيم را توضيح مىدهد و مصداق آنها را بيان مىكند ؛ مثلا مىنويسد : « منظور از مهاجرين كسانى از قريش هستند كه پيش از جنگ بدر به مدينه هجرت كرده‌اند » ؛ « 2 » از سوى ديگر ، اطلاعات جامعه شناختى و تركيب جمعيتى در نوشته‌هاى واقدى به سهولت قابل دسترسى است . ( 41 ) در نوشتهء او ، چهرهء انصار به خوبى مجسم شده و وى با نشان دادن فداكارى ، از جان گذشتگى و ايثار و جانبازى آنان در راه رسول خدا ( ص ) ، اشتياق آنان را به شهادت تصوير كرده است . « 3 » واقدى در معرفى افراد ، اطلاعات نسب شناسى نيز مىدهد و فرد را معرفى مىكند . ( 42 ) همچنين وقايع و ماجراهاى مختلف را تحليل كرده ، به ارزيابى مسائل مىپردازد . ( 43 ) اطلاعات او گاه روشن كنندهء نوع پيمانها و هم عهد و هم سوگند شدنها نيز هست . ( 44 ) در مقابل ، ابن سعد نيز سبك خاصى براى خود دارد . او گاه مسائل مربوط به هم را يك جا مىآورد ؛ به عنوان نمونه در اخبار مربوط به رويارويى پيامبر ( ص ) با يهوديان در سال ششم هجرى ، واقعهء قتل ابو رافع ، سريه زيد بن حارثه در حسمى ، و رويارويى عبد اللّه بن رواحه با اسير بن زرام را در مقوله « مقابله با يهود » جمع كرده است . شايد او اين اقدامات اوليه را پيش زمينه‌اى براى حمله به خيبر تصور كرده است . « 4 » در نوشتهء ابن سعد ، مطالب ، ذيل هر عنوانى كه شروع شده ، تحت همان عنوان نيز خاتمه مىيابد ، در صورتى كه واقدى با ذكر مسائل قبل يا پس از حادثه ، و بدون ارائه

--> ( 1 ) . كتاب المغازى ، ج 2 ، ص 454 . ( 2 ) . همان ، ج 1 ، ص 382 . ( 3 ) . همان ، ص 210 - 215 . ( 4 ) . طبقات ، ج 2 ، ص 70 .