الشيخ رسول جعفريان وديگران

139

نقد و بررسى منابع سيره نبوى (فارسى)

صالح و عاصم بن عمر از يزيد بن رومان « 1 » و سعيد بن مسيب هستند . اينان سلسله راويان واقدى در خصوص اقدامات نظامى پيامبر ( ص ) مىباشند . واقدى با اين كه از ذكر نام سلسله روات ، در اول هر حديثى ، به طور مستقل ، اجتناب مىكند ، اما گاهى ضمن آوردن راوى ، از كلمهء « قالوا » استفاده مىكند و همين امر توجه او را به شيوه سماعى در نگارش روايت نشان مىدهد . نهايت اين كه گاه واقدى به معرفى فردى از روايت سندى خود اقدام مىكند كه احتمال مىدهد او براى خواننده‌اش ناشناس باشد و يا شناسايى او به راحتى صورت نگيرد . او دربارهء فرد توضيح مىدهد و وى را معرفى مىكند ؛ مانند « نملة بن ابى نمله » كه مىنويسد : نام ابى نمله عبد اللّه بن معاذ بوده و معاذ برادر مادرى براء بن معرور بوده است . « 2 » در مقابل ، با اين كه در مورد ابن سعد گفته‌اند كه روش اسناد را در روايت و نقد آن و نقل اخبار متفرقه ، تكميل كرد و بر اسناد حريص بود ، ( 24 ) اما در قسمت مغازى و سراياى پيامبر ( ص ) از ذكر سلسله سندها و راويان احاديث غفلت كرده است . اصولا در اين بخش ، بر خلاف انتظارى كه از او مىرود ، تمامى سلسله راويان واقدى - كه واقدى به طور كلى و يك جا در اول هر واقعه از آنها نام مىبرد - در نوشتهء ابن سعد حذف مىشود و وقايع به صورت مجمل و خلاصه شده نقل مىگردد . همين امر گروهى را وامىدارد تا معتقد شوند كه در قسمت اخبار مربوط به پيامبر ( ص ) او بر حوادثى كه استادش واقدى جمع كرده ، اعتماد كامل نموده و اين كار نزد اهل علم نادر بوده است . ( 25 ) بر خلاف قسمتهاى بعدى طبقات ، كه ابن سعد در آنها مىكوشد تا با اسناد دادن هر حديثى به راوى اصلى آن ، از طريق سلسله راويان ، سخن خود را مسجّل و مستند بيان كند ، اما اين شيوه در قسمت سريه‌ها و مغازى براى وى اهميت كمترى دارد . ابن سعد گاه پس از روايت كلى و مجمل واقعه‌اى ، چند حديث را با ذكر راوى و سلسله روات آن مىآورد تا بر نظر خاص خود تأكيد كرده و تعمد خود را با ذكر سلسله اسناد حديث در آن قسمت نشان دهد . ( 26 ) استفاده از واژهء « أخبرنا » شاهد مكتوب بودن روايت و نگارش آن نزد ابن سعد است . در اين قسمت از نگارش ، يعنى بخش حيات پيامبر ( ص ) ، او با استفاده از روايات

--> ( 1 ) . همان ، ص 59 . ( 2 ) . همان ، ص 238 .