الشيخ رسول جعفريان وديگران

140

نقد و بررسى منابع سيره نبوى (فارسى)

ديگران ، اخبار و مطلب خود را كامل مىكند ؛ مانند نظريه‌هايى كه گاه آنها را از ابن اسحاق ذكر و نقل مىكند . ( 27 ) در قسمت مربوط به سيرهء پيامبر ( ص ) در مدينه ، بهره گرفتن ابن سعد از واقدى آشكار است . با اين حال ، فقط در اندك مواردى از او نام برده مىشود و اساس طبقات در قسمت مزبور ، با اعتماد صرف به محتواى مغازى موجود بنا مىشود . در اين قسمت ، روايات ابن سعد شباهت بسيارى به روايات واقدى دارد . اصولا اين روايات همان روايات واقدى است ، اما به صورت خلاصه شده و با حذف تعدادى از اقدامات انجام شده و يا سخنان رد و بدل شده . ابن سعد از ميان روايات متعدد كه واقدى آنها را با تناوب و پشت سر هم ذكر كرده ، بر روايتى خاص تأكيد كرده است . او سخن را با همان روايت تكميل مىكند . اين شيوه ، يعنى حذف راويان و مختصر و مجمل آوردن اخبار كه در كامل ابن اثير به اوج خود مىرسد ، در دوره‌هاى قبل از او ، با توجه به نحوهء عمل ابن سعد ، مورد استفاده بوده ، اما هنوز عموميت و مقبوليت چندانى نداشته است . ديگر ويژگى بارز نوشتهء ابن سعد ، تلخيص حادثه است ؛ مانند عملى كه در روايت غزوه بدر و مشورت بزرگان قريش با عتبه و شيبه ، پسران ربيعه ، دربارهء بازگشت از بدر و درگيرى لفظى ميان عتبه و ابو جهل ديده مىشود . « 1 » واقدى در نحوهء نگارش ، بعد از ذكر نام راويان خود در واقعه مورد نقل ، به خود حادثه مىپردازد . او در اين قسمت خود را موظف مىداند كه تمامى اخبار رسيده را جمع كند و كوچكترين موردى را از قلم نيندازد و به اين سبب تمامى حوادث رخ داده و يا سخنان رد و بدل شده ، حتى مسير پيموده شده در غزوه و يا سريه را ذكر مىكند و در پايان روايت ، نظر خود را نيز بيان مىكند و با ذكر عبارت « الثابت عندنا » و يا « اصحّ عندنا » ( 28 ) نظر ترجيحى خود را اظهار مىدارد . با اين كار ، او به نوعى دربارهء اخبار قضاوت نيز مىكند ، بدون آن كه قضاوتش بر روايت كلى حادثه اثر و يا سايه‌اى بيفكند و يا جهت روايت را به مسير خاصى هدايت كند . عبارت : « كتبت كلّ الّذي حدثوني » « 2 » كه در نوشته واقدى بسيار ديده مىشود ،

--> ( 1 ) . ر . ك : كتاب المغازى ، ج 1 ، ص 63 - 64 ؛ طبقات ، ج 2 ، ص 16 . ( 2 ) . كتاب المغازى ، ج 1 ، ص 2 .