محمد الريشهري
379
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)
برخيزد . نيز آنچه درباره استنجا با آب سرد براى مبتلايان به بواسير رسيده ، در موردى است كه بواسير شخص ، از حرارتِ طبع ، سرچشمه گرفته باشد . آنچه هم در مورد بادنجان و درمانگر بودن آن روايت شده ، ناظر به هنگامِ رسيدن خرما و در مورد كسانى است كه خرما مىخورند ، نه ناظر به ديگر اوقات . در نهايت بايد گفت : آنچه در مورد درمانِ درستِ بيمارى از امامان عليهم السلام رسيده ، مضمون آيات و سورههاى قرآن و يا دعاهايى است كه به حكمِ سندهاى قوى و طُرُق صحيحى كه به واسطه آنها به ما رسيدهاند ، پذيرفته خواهند شد . « 1 » بر اساس اين ارزيابى ، تنها بخشى از احاديث طبّى را مىتوان در اختيار افراد خاصّى كه آن احاديثْ مربوط به آنهاست ، قرار داد و ساير احاديث طبّى را بايد كنار گذاشت و تنها احاديثى كه مىتوانند در اختيار عموم مردم قرار گيرند ، احاديث صحيحى است كه مردم را به درمان از طريق دعا و استشفا به آيات قرآن ، دعوت كردهاند . به نظر مىرسد كه هر چند سخن شيخ صدوق رحمهاللّه از نظر اصولى ، صحيح است ( چون غالبا احاديث طبّى ، فاقد سندند و زمينه جعل در آنها به طور جدّى وجود دارد ) ، ليكن حاصل اين گونه ارزيابى ، بىبهره شدن مردم از بخشى از ذخاير علمى اهل بيت عليهم السلام خواهد بود ؛ زيرا ضعف سند ، بىترديد ، نشانه عدم صدور حديث نيست ، چنان كه درستى سند ، نمىتواند دليل صدور قطعى آن باشد . از سوى ديگر ، قضاوت درباره اين كه شمارى از درمانهايى كه در احاديث آمده ، ويژه افراد خاص است نيز ، كار آسانى نيست . بنا بر اين ، نه مىتوان همه اين احاديث را به عنوان ره نمودهاى پيشوايان دين در
--> ( 1 ) . الاعتقادات ، صدوق : ص 115 ، بحارالأنوار : ج 62 ص 74 .