محمد الريشهري

333

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)

تكذيب نموده و آن را با ايمان به نبوّت پيامبر صلى اللّه عليه و آله ، ناسازگار دانسته‌اند . اين ، در حالى است كه اگر هيچ دليلى جز تكذيب اهل بيت عليهم السلام در اين باره وجود نداشت ، براى اثبات نادرستى و مجعول بودن اين روايات ، كافى بود ؛ چرا كه : " أهل البيت أدرى بما فى البيت ؛ اهل خانه ، بهتر مىدانند كه در خانه چيست " . « 1 » گفتنى است كه نه تنها اهل بيت عليهم السلام ، بلكه افرادى مانند محمّد بن حنفيّه نيز به بطلان اين روايات ، تصريح كرده‌اند . برهان الدين حلبى ، از ابو العلاء روايت كرده است كه : به محمّد بن حنفيّه گفتم : براى ما حديث مىشود كه منشأ اين اذان ، رؤيايى بود كه مردى از انصار در خوابش ديد . محمّد بن حنفيّه ، از اين سخن ، به شدّت ، وحشت كرد و گفت : شما درباره چيزى كه در ميان احكام اسلام و مقرّرات دينتان يك اصل است ، مىگوييد كه منشأش رؤيايى بوده كه يكى از انصار در خوابش ديده است و [ آن هم چيزى كه ] احتمال راست و دروغ دارد و ممكن است كه از شمار خواب‌هاى پريشان باشد ؟ ! گفتم : اين حديث در ميان مردم ، به شدّت رايج است . گفت : به خدا سوگند ، صحّت ندارد ! . . . . « 2 » 4 . ديگر دلايل آنچه در نقد مضمون رواياتى كه تشريع اذان را به غير وحى مستند مىكنند ، ذكر نموديم ، براى اثبات معتبر نبودن آنها كافى است . البتّه ادلّه ديگرى نيز براى اثبات اين مدّعا ذكر شده است ، مانند : تعارض اساسى ميان مضمون اين روايات ، تعداد مدّعيان رؤيا « 3 » و تعارض آنها با نقل بخارى و غير او . « 4 »

--> ( 1 ) . مَثَل مشهور عربى . ( 2 ) السيرة الحلبيّة : ج 2 ص 96 . ( 3 ) تعداد مدّعيان رؤيا ، تا چهارده نفر ، نقل شده است ( ر . ك : السيرة الحلبيّة : ج 2 ص 96 ) . ( 4 ) براى آشنايى با اين وجوه ، ر . ك : الأذان تشريعا و فصولًا .