محمد الريشهري

98

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)

هماهنگ‌اند و از اين رو ، اكثر قريب به اتّفاق مفسّران ، آن را پذيرفته‌اند . بنا بر اين ، بايد گفت : رواياتى كه دلالت بر ساير وجوه پيش‌ْگفته دارند ، در صورت صحّت سند ، ذيل آيه ايثار را از باب جَرْى ، بر موارد ياد شده ، تطبيق كرده‌اند و اگر بخواهيم جمله " و [ ديگران را ] بر خود مقدّم مىدارند ، هر چند خود ، نياز مبرم داشته باشند " را بر فرد خاصّى تطبيق كنيم همانطور كه در برخى از روايات گذشته ملاحظه شد ، بىترديد ، امام على عليه السلام " سيّدُ المُؤْثِرين ( آقاى ايثارگران ) " است و مانعى ندارد كه بگوييم ذيل آيه ايثار ، توسّط جبرئيل عليه السلام بر همه موارد ايثار امام على عليه السلام و ساير ايثارهاى بزرگ ، تطبيق شده است و مقصود از نزول آيه يادشده در اين موارد ، جَرْى و تطبيق آن ، توسّط جبرئيل عليه السلام است . البتّه بايد توجّه داشت كه اسناد رواياتى كه دلالت بر اين وجوه دارند ، به استثناى برخى از روايات مربوط به ايثار امام على عليه السلام ، از قوّت و اعتبار لازم برخوردار نيستند ؛ امّا بديهى است كه ضعف سند ، به معناى مجعول و مردود بودن آنها نيست . بررسى سند احاديث روايت دال بر ايثار امام على عليه السلام به مقداد ، داراى سند معتبرى است ؛ زيرا رجال واقع در سند ، همگى ، بجز كُلَيب بن معاويه اسدى ، موثّق‌اند و كليب نيز از كسانى است كه امام صادق عليه السلام براى او طلب رحمت كرده است . « 1 » اين حديث ، در كتاب تأويل الآيات الظاهرة ، نوشته سيّد شرف الدين على حسينى استرآبادى ، از بزرگان شيعه در قرن دهم ، و نيز در تفسير البرهان ، نوشته سيّد هاشم حسينى بحرانى ( م 1107 ق ) ، آمده است . منبع اين دو تفسير مشهور ، تفسير ابن حجّام است كه نجاشى ، او را از مفسّران بسيار موثّق قرن چهارم مىداند . اين روايت ، با روايت‌هاى رسيده در شأن نزول آيه 37 آل عمران : " هر گاه زكريّا به عبادتگاه او وارد مىشد . . . " نيز

--> ( 1 ) رجال الكشّى : ج 2 ص 631 ش 627 .