محمد الريشهري

338

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)

داشته باشد . هرچند اين نظريه به نقش بازى در اجتماعى كردن كودك كه در نظريه‌هاى پيش ، گفته نشده بود اشاره دارد ، ولى باز هم نمىتواند همه بازىهاى كودكانه ( مثل تقليد از حيوانات ) را توجيه كند « 1 » . « 2 » سنّ بازى مسئله ديگر ، سنّ بازى كردن است . در روايات آمده كه تا هفت سال ، به كودك اجازه دهيد بازى كند . آيا اين به آن معناست كه او بعد از اين سن ، اجازه بازى ندارد ؟ در روايت ، هفت سال اوّل ، سنّ بازى شمرده شده و هفت سال دوم ، سنّ تأديب . لذا بيشتر بر اين تكيه دارد كه در هفت سال اوّل ، تأديب صورت نگيرد . البتّه شكّى نيست كه روايت ، دلالت بر اين دارد كه هفت سال اوّل ، اختصاص به بازى دارد و در اين سن ، كودك بايد اجازه بازى داشته باشد . حال سؤال اين است كه در هفت سال دوم ، آيا كلّاً بازى ممنوع است و يا از انحصار اين مقطع در بازى كردن ، نهى شده و هرچند تأديب آغاز مىشود ، امّا بازى كردن نيز به تناسب سن و شرايط ، آزاد است ؟ به نظر مىرسد كه وجه دوم ، مناسب‌تر باشد ؛ يعنى در هفت سال دوم ، تأديب آغاز مىشود ؛ ولى كودك به تناسب شرايط خود ، بازى نيز مىكند . البتّه اين بازى كردن ، مطلق و بدون حد ( همانند هفت سال اوّل ) نيست و به تناسب دوره تأديب ، مىتواند محدوديت‌هايى داشته باشد . اين مطلب ، بايد در تحقيقات روان‌شناختى ، بيشتر مورد بررسى قرار گيرد .

--> ( 1 ) بازى ، يك سلسله " پيش‌ْتمرين " عمومى است كه هدفش برقرار كردن زمينه اعمال سازمان يافته براى آينده كودك است . اين نظريه ، توسّط كارل گروس ، ارائه شده است . ( 2 ) . در تدوين اين بحث ، از كتاب بازى كودك در اسلام ، نوشته محمّدصادق شجاعى استفاده شده است .