محمد الريشهري
156
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)
الحاجَةَ إلَيهِ ، مِن قُلوبٍ عُمْيٍ ، وآذانٍ صُمٍّ ، وألسِنَةٍ بُكْمٍ ، مُتَتبِّعٌ بدَوائهِ مَواضِعَ الغَفلَةِ ومَواطِنَ الحَيرَةِ . « 1 » طبيبى است كه در ميان بيماران مىگردد تا دردشان را درمان كند . داروها و مرهمهاى خود را مهيّا كرده است و ابزار جراحى خويش را گداخته است تا هر زمان كه نياز افتد ، آن را بر دلهاى نابينا و گوشهاى ناشنوا و زبانهاى ناگويا بگذارد . با داروهاى خود ، در پىِ يافتن غفلتزدگان است يا سرگشتگان وادى ضلالت . استاد شهيد مرتضى مطهرى رحمهاللّه ، توضيح جالبى در باره اين سخن دارد كه متن آن چنين است : پيغمبر صلى اللّه عليه و آله ، ابزار و وسايلى به كار مىبُرد . يك جا قدرت و مِيسَم [ / داغ ] به كار مىبُرد ، يك جا مرهم . يك جا با خشونت و صلابتْ رفتار مىكرد ، يك جا با نرمى ؛ ولى مواردش را مىشناخت . . . در همه جا از اين وسايل كه استفاده مىكرد ، در جهت بيدارى و آگاهى مردم استفاده مىكرد . شمشير را جايى مىزد كه مردم را بيدار كند ، نه به خواب كند . اخلاق را در جايى به كار مىبُرد كه سبب آگاهى و بيدارى مىشد . شمشير را در جايى به كار مىبُرد كه دل كورى را بينا مىكرد ؛ گوش كرى را شنوا مىكرد ؛ چشم كورى را باز مىكرد ؛ زبان گنگى را گويا مىكرد ؛ يعنى تمام وسايلى كه پيغمبر به كار مىبُرد ، در جهت بيدارى مردم بود . « 2 » دسته سوم كسانى هستند كه آلودگى اكتسابى آنان به مرحله خطرناك و غير قابل علاج رسيده است . اين گروه ، در مكتب انبياى الهى ، مردهاى ميان زندگان ( ميّتُ الأحياء ) و مرده روحى و فكرى شمرده مىشوند ؛ زيرا زنگارهاى اعمال زشت و غير منطقى ، چنان ذهن و روان آنان را تيره كرده كه نمىتوانند حقايق مفيد و سازنده
--> ( 1 ) . ر . ك : نهج البلاغه ، خطبه 108 ، عيون الحكم والمواعظ ، ص 319 ح 5564 . ( 2 ) . تبليغ و مبلّغ در آثار شهيد مطهّرى ، ص 186 .