محمد الريشهري

13

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)

پايه تقويم‌هاى ميلادى و هجرى محاسبه زمان ، يكى از اركان اساسى زندگى انسان است . نياز زندگى اجتماعى بشر به تاريخ ، تا حدّى است كه قرآن كريم ، تأمين اين نياز به وسيله خورشيد و ماه را يكى از نشانه‌هاى خداشناسى و دلايل حكمت آفريدگار ، دانسته است . با عنايت به اين ضرورت ، مىتوان حدس زد كه هر جامعه انسانىاى ، به گونه‌اى ، تاريخ زندگى خود را ثبت و ضبط مىكرده است . همچنين با اندكى تأمّل ، مىتوان دريافت كه به طور طبيعى ، بهترين و به ياد ماندنىترين مبدأ تاريخ ، در جوامع و اقوام مختلف ، حوادث و وقايع مهمّ تاريخىاند . گفتنى است كه شمارى از متون تاريخى نيز ، حدس ما را در هر دو موردى كه اشارت رفت ، تأييد مىكنند ، چنان كه در تاريخ دمشق آمده است : چون آدم عليه السلام از بهشت فرود آمد و فرزندانش پخش شدند ، فرزندان او از هنگام فرود آمدن آدم عليه السلام ، تاريخ‌گذارى كردند [ و آن را مبدأ تاريخ قرار دادند ] و اين تاريخ بود تا آن كه خداى متعال ، نوح عليه السلام را برانگيخت و مردم ، بعثت نوح را [ مبدأ ] تاريخ گرفتند تا آن كه توفان پديد آمد و شمارى از ساكنان زمين ، هلاك شدند . . . پس [ مبدأ ] تاريخ ، از توفان تا به آتش افكندن ابراهيم عليه السلام شد . چون فرزندان اسماعيل عليه السلام زياد شدند ، پخش شدند و فرزندان اسحاق عليه السلام ، از به آتش افكندن ابراهيم عليه السلام تا مبعث يوسف عليه السلام تاريخ نوشتند و نيز از مبعث يوسف عليه السلام تا