محمد الريشهري
316
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)
بستگى دارد و اسم لفظى ، از نظر خصوص لفظ آن ، چيزى جز مجموعهاى از صوتهاى شنيدنى نيست و شنيدنىها ، از كيفيّات عَرَضى هستند و اگر از جهت ، معناى متصوّرشان اعتبار شود ، صورتى ذهنى هستند كه به خودىِ خود ، هيچ اثرى در هيچ موجودى ندارد و محال استصوتى كه ما آن را از حنجره خود خارج مىكنيم و يا صورت خيالىاى كه ما آن را در ذهن خود تصوّر مىنماييم ، آن گونه باشد كه به وجود خود ، وجود هر چيزى را مقهور سازد و در آنچه ما ميل داريم ، به دلخواه ما ، تصرّف كند ؛ مثلًا آسمان را زمين و زمين را آسمان كند ، دنيا را آخرت و آخرت را دنيا كند وكارهايى از اين دست ، حالْ آن كه خود آن صورت ، معلولِ اراده ماست . افزون بر اين ، اسماى الهى و مخصوصا اسم اعظم او ، هر چند در عالم ، مؤثّر باشند و اسباب و وسايطى براى نزول فيض از ذات خداى متعال در اين عالمِ مشهود بوده باشند ، اين تأثيرشان به خاطر حقايقشان است ، نه الفاظى كه در فلان گويش ، دلالت بر فلان معنا دارند . همچنين به خاطر معانىشان كه از الفاظ فهميده مىشوند و در ذهن تصوّر مىشوند نيز نيستند ؛ بلكه معناى اين تأثير ، اين است كه خداى متعال كه پديدآورنده هر چيزى است هر چيزى را با يكى از صفات كريمش پديد مىآورَد كه مناسب آن چيز است و در قالب اسمى است ، نه اين كه لفظ خشك و خالىِ اسم و يا معناى آن و يا حقيقت ديگرىغير از ذات متعالى خداوندى ، چنين تأثيرى داشته باشد . چيزى كه هست ، خداى متعال ، وعده داده است كه دعاى دعا كننده را اجابت مىكند و فرموده است : " أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ . « 1 »
--> ( 1 ) . بقره : آيه 186 .