محمد الريشهري

317

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)

اجابت مىكنم دعاى دعا كننده را ، وقتى مرا بخواند " . و اين اجابت ، موقوف بر دعا و طلب حقيقى و جدّى است و نيز همانطور كه در تفسير اين آيه گذشت موقوف بر اين است كه درخواست ، از خودِ خدا شود و نه از ديگرى . آرى . كسى كه دست از تمامى وسايل و اسباب بردارد و براى يكى از حوايجش ، به پروردگارش متّصل شود ، در حقيقتْ متّصل به حقيقتِ آن اسمى شده است كه با حاجتش تناسب دارد و در نتيجه ، آن اسم نيز با حقيقتش تأثير مىكند و دعاى او مستجاب مىشود . اين است حقيقت دعا به اسم و به همين جهت ، خصوصيت و عموميت تأثير ، به حال آن اسمى بستگى دارد كه حاجتمند ، به آن تمسّك جُسته است . پس اگر اين اسم ، اسم اعظم باشد ، تمامى اشيا ، در برابرِ حقيقت آن اسم ، رام مىشوند و دعاى كسى كه با آن اسم دعا كرده ، به طور مطلقْ مستجاب مىشود . بنا بر اين ، روايات و ادعيه اين باب را بايد بر اين معنا حمل كرد ، نه بر اسم لفظى يا مفهوم آن . اين كه در روايت آمده است كه : " خداوند ، اسمى از اسماى خود و يا چيزى از اسمِ اعظم خود را به يكى از پيامبران يا بندگانش آموخته " ، معنايش اين است كه راه انقطاع به سوى خود را به وى آموخته است ؛ بدين گونه كه‌اسم خداوندىِ مناسب با دعا و درخواستِ او را بر زبانش جارى ساخته است . پس اگر واقعا اسم لفظىاى در كار باشد و معناى روشنى هم داشته باشد ، باز هم تأثير آن دعا ، از اين باب است كه الفاظ و معانى ، وسايل و اسبابى هستند كه به نحوى ، حقايق را حفظ مىكنند . دقّت فرماييد . « 1 »

--> ( 1 ) . الميزان فى تفسير القرآن : ج 8 ص 529 .