محمد الريشهري
200
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)
بسته شده كه " پيمان فطرى " ناميده مىشود . اثر اين ميثاق ، معرفت قلبى انسان به خداست كه در وضعيت خاصّى ظهور و بروز مىيابد ؛ هر چند كسى خصوصيات موقف ميثاق را به ياد نمىآورد ، چنان كه امام باقر عليه السلام در تبيين آيه ميثاق مىفرمايد : ثَبتَتَ المَعرِفَةُ و نَسُوا الموقف و سَيَذكُرونَهُ يَوما ، و لَو لا ذلِكَ لَم يَدرِ أحَدٌ مَنْ خالِقُهُ و لا مَن رازِقُهُ . « 1 » معرفت ، استوار شد و موقف [ پيمان و ميثاق ] را از ياد بُردند و به زودى ، آن را به ياد خواهند آورد و اگر چنين نبود ، هيچ كس ، نه خالق خود را مىشناخت ، نه روزىرسانِ خود را . 2 . احتمال ديگر ، اين كه مقصود از سؤال و جواب و پيمان ، به صورت مرسوم نباشد ؛ بلكه مقصود ، پيمان فطرت انسان با خداوند متعال باشد . اعتراف او به ربوبيّت خداى يگانه نيز ، همان شناختى است كه خداوند در فطرت و سرشت بشر قرار داده و ثبت فرموده است . دسته سوم ، نصوصى كه طبيعت انسان را به گونهاى ترسيم مىكنند كه وقتى در بنبستِ سختىها قرار بگيرد ، موانع شناخت ، از جلو ديده جان ، كنار مىروند و در اين حال ، با همه وجود ، خدا را احساس مىكند و دست نياز به سوى آن بىنياز مىبرَد . جمعبندىِ آيات قرآن در اين زمينه ، در كلام نورانى امام عسكرى عليه السلام بدين گونه آمده است : اللّهُ هُوَ الَّذى يَتَأَلَّهُ إلَيهِ عِندَ الحَوائِجِ وَ الشَّدائِدِ كُلُّ مَخلوقٍ عِندَ انقِطاعِ الرَّجاءِ مِن كُلِّ مَن هُوَ دونَهُ ، و تَقَطُّعِ الأسبابِ مِن جَميعِ ماسِواهُ . « 2 » خداوند ، كسى است كه هر مخلوقى ، در نيازها و سختىها و به هنگام قطع اميد از همه ديگر افراد و وسيلههاى غير از او ، به دو روى مىآورند .
--> ( 1 ) مختصر بصائر الدرجات : ص 215 ، بحار الأنوار : ج 5 ص 243 ح 32 . ( 2 ) التوحيد : ص 231 ح 5 ، معانى الأخبار : ص 4 ح 2 ، بحار الأنوار : ج 3 ص 41 ح 16 .