محمد الريشهري
15
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)
. . . بَعَثَ اللّهُ سُبحانَهُ مُحَمَّدا رَسولَ اللّهِ صلى اللّه عليه و آله . . . مَأخُوذا عَلَى النَّبِيِّينَ ميثاقُهُ ، مَشهورَةً سِماتُهُ ، كَريماً ميلادُهُ . و أهلُ الأرضِ يَومَئِذٍ مِلَلٌ مُتَفَرِّقَةٌ ، و أهواءٌ مُنتَشِرَةٌ ، وَطَرائِقُ مُتَشَتِّتَةٌ ، بَينَ مُشَبِّهٍ للّه بِخَلقِهِ ، أو مُلحِدٍ فِى اسمِهِ ، أو مُشيرٍ إلى غَيرِهِ . فَهداهُم بِهِ مِنَ الضَّلالَةِ ، و أنقَذَهُم بِمَكانِهِ مِنَ الجَهالَةِ . « 1 » . . . خداوند سبحان ، محمّد ، پيامبر خدا را فرستاد . . . در حالى كه از پيامبران [ قبلى ] برايش پيمان گرفته بود . نشانههاى پيامبرىاش آشكار شد و روز ولادتش با كرامتى عظيم ، همراه بود . در اين هنگام ، مردم روى زمين ، به كيش و آيين ، پراكنده بودند و هر كس را عقيده و آيين و رسمى ديگر بود : پارهاى خدا را به آفريدگانش تشبيه مىكردند ، پارهاى او را به نامهايى منحرف مىخواندند و جماعتى مىگفتند كه : اين جهانِ هستى ، آفريده ديگرى است . خداوند ، با رسالت محمّد صلى اللّه عليه و آله آنان را از گمراهى رهانيد و ننگِ جهالت را از آنان زُدود . قرنها از برانگيخته شدن آخرين فرستاده خداوند ، پيامبر مهر ، صميميت و صلابت ، عيسى مسيح عليه السلام گذشته بود . جامعه انسانى دستخوش دگرگونىهاى فكرى و عقيدتى و دگرسانىهاى اخلاقى و اجتماعىِ شگفتى شده بود . مردمان در خواب غفلت فرو رفته بودند و تار و پود حقيقت ، چنان از هم گسسته شده و رشته
--> ( 1 ) نهج البلاغة : خطبه 1 .