محمد الريشهري
16
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (عربى)
دين ، سست ونااستوار وپايههاى باور ، ناپايدار گشته بود كه انسانها گرفتار سلطه شيطان شده ، فرمان ديو مىبردند وبه آبشخور جهلزاى إبليس ، وارد مىشدند وبا مستى بر مىآمدند . تخمِ كين مىكاشتند وبيرق فتنه بر مىافراشتند وبا گرفتار آمدن در أمواج فتنه ، سرگردان وحيرتزده ، درمانده ونادان وفريفته شيطان ، راه به هيچ مقصود استوار ومقصود شايستهاى نمىبردند . در چنين هنگامهاى ، « 1 » پس از روزگارانى كه از هدايتگسترىِ عيسى مسيح عليه السلام مىگذشت ، خداوند ، محمّد صلى اللّه عليه وآله را با ديني آشكار ، قوانين ومقرّراتى استوار ، نشانههايى پايدار ، انوارى درخشان ومشعلى فروزان ، دانشى انباشته ، گسترده ، زداينده جهل وايجاد كننده بيدارى ، بُرنايى ، هوشمندى وباورهاى ژرف ، با صلابت برانگيخت « 2 » تا جامعهاى " قرآني " ، سرشار از ارزشهاى الهى انساني وآكنده از مكرمتهاى اخلاقى پديد آورَد وانسان را به سوى مقصد والا ومقصود اعلا ، رهنمون شود . محمّد صلى اللّه عليه وآله خود ، جلوه اين حقايق آسمانى ، تبلور آموزههاى قرآني ، وتجسّم عيني ارزشهاى الهى اخلاقى بود . « 3 » پيامبر خدا ، زيباترين ، دلپذيرترين ، كاملترين وبرترين چهره انسانىِ آفريده خداوند بود . تأمّل در سيره أو ، درنگريستن به شخصيت أو ، وتدبّر در خُلق وخوى أو ، انسان را شگفتزده ومتحيّر مىسازد . پيامبر خدا ، به واقع ، در دشتستان تاريخ ، چونان بلندترين قلّهاى است كه هر آن كه از معبر تاريخ گذشته ، به ناچار نگاهش به أو خيره گشته است ، مگر اين كه چونان كوردلانِ گريزان از حقيقت ، چشم خود را
--> ( 1 ) آنچه آمد ، اندكى بود از نمادها ونمودهاى فرهنگى ، اعتقادي واخلاقى بسيارِ جامعه جاهلي در آستانه ظهور محمّد مصطفى صلى اللّه عليه وآله . ( 2 ) ر . ك : نهج البلاغة : خطبههاى 1 و 2 و 94 و 133 و 158 . ( 3 ) مسند ابن حنبل : ج 6 ص 91 ، الطبقات الكبرى : ج 1 ص 364 ، تنبيه الخواطر : ج 1 ص 89 .