حكيم ابوالقاسم فردوسى
105
زگفتار دهقان ( شاهنامه فردوسى به نظم ونثر ) (نگارش اقبال يغمائى) (فارسى)
پادشاهى زو شبى زال با رزمجويان و نامدارانش ضمن سخن راندن از افراسياب به آنان گفت : ببايد يكى شاه خسرو نژاد * كه دارد گذشته سخنها به ياد كار سپاهيان اگر سايهء شاه بر سرشان نباشد مانند كشتيى است كه بادبان نداشته باشد هر چند ما پهلوانان و جنگاوران نژادهاى چون طوس و گستهم و قارن داريم اما نزيبد بر ايشان همى تاج و تخت * ببايد يكى شاه پيروز بخت سرانجام پس از رايزنى و آخرِ انديشى زو را كه شايسته بود به پادشاهى برگزيدند . قارن و موبد و مرزبانان و گروهى از سپاهيان پيش زو رفتند و گفتند : سپهدار دستان و يك سر سپاه * ترا خواستند اى سزاوار شاه زو پادشاهى را پذيرفت . بر تخت نشست . بزرگان بر او آفرين خواندند ، نثار پادشاهى بر او افشاندند . زو مردمان را به پيروى گفتار و پندار و كردار نيك سفارش كرد خود نيز دادگرى و مردم گرايى پيشه