حكيم ابوالقاسم فردوسى

24

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)

باشد كه با بيدادگرى ، گنج بيآكنيم . زيرا كه بىگمان رنج ما در اينجا خواهد ماند و اين گنج ما به دشمن خواهد رسيد . بد و نيك ماند ز ما يادگار * تو تخم بدى تا توانى مكار سرانجام چون چهارده سال از پادشاهى بهرام بگذشت ، آن سرو نازان ، نالان و خميده گشت . ديرگاهى بيمار بود و دل كهتران از براى آن پر از انديشه بود . بهرام را هيچ پسرى نبود و تنها دختر داشت . ليك برادر كوچكترى به نام يزدگرد داشت كه جوانى سرافراز و كامجوى بود . پس بهرام بفرمود تا يزدگرد و همهء سپاهيان به نزد او آيند . آنگاه گنج و سپاه و مُهر شاهى و تخت و تاج را به يزدگرد داد و بدين سان آن شاه جوان پس از گذشت چهارده سال از [ پادشاهيش ] از اين گيتى درگذشت « 1 » . اى مرد شست و سه سالهء كهن ، تا چند مىخواهى از باده سخن برانى . بدان كه روزگار تو نيز به ناگهان مىگذرد . پس راه پِتَت « 2 » و خِرد برگزين . باشد كه يزدان

--> ( 1 ) - ذكر چند نكته در بارهء بهرام چهارم ضرورى است : الف - بهرام چهارم پيش از رسيدن به قدرت ، فرمانرواى كرمان بود و لقب او كرمانشاه بود . ر . ك . بلعمى ، تاريخ بلعمى ، ج 2 ، ص 920 مجمل التواريخ و القصص ، ص 68 مسكويه ، تجارب الامم ، ج 1 ، ص 140 اصفهانى ، تاريخ پيامبران و شاهان ، ص 52 ثعالبى ، تاريخ غررالسير ، ص 310 خوارزمى ، مفاتيح العلوم ، ص 102 . ب - در مورد خصوصيات بهرام چهارم و نحوهء مملكتدارى او روايات متفاوتى وجود دارد . مسكويه مىنويسد : « روزهاى پادشاهى او ستوده گذشت ، چه مردم را نكو راه مىبرد و او را دوست مىداشتند . » تجارب الامم ، ج 1 ، ص 140 . ليك بسيارى معتقدند كه بهرام چهارم فردى درشت‌خو و خودپسند بود و در همهء روزگار سلطنتش هيچ نامه‌اى را نخواند و به شكايتى نپرداخت و چون بمرد ، نامه‌هاى بسيارى يافتند كه از ولايات رسيده بود و همچنان مُهر بر آنها بود و آنها را نگشوده بود . اصفهانى ، همان ، همان صفحه مجمل التواريخ و القصص ، ص 68 . ج - در مورد نحوهء درگذشت او نيز روايت شده كه سپاهيان بر او بشوريدند و كسى تيرى به گلوى او انداخت و او را كشت و دانسته نشد كه قاتل او كه بود . بلعمى ، همان ، همان صفحه يعقوبى ، تاريخ يعقوبى ، ج 1 ، ص 199 ثعالبى ، تاريخ غررالسير ، ص 310 . ثعالبى در همانجا از كشتار 000 20 نفر بدست بهرام چهارم ياد مىكند . گرديزى در يك خبر متفاوت مىنويسد : « اندر كار زنان ، مولع بود و دوست داشتى صحبت كردن با زنان . و آخر به دست زنان هلاك شد . » زين الأخبار ، ص 73 . د - در كتاب صور ملوك بنى ساسان تصوير بهرام چهارم بدين گونه بوده : پيراهن آسمانى رنگ وشى كرده ، شلوار سرخ وشى كرده ، تاج سبز ، ايستاده با نيزه‌اى در دست راست و شمشيرى در دست چپ كه بدان تكيه كرده . اصفهانى ، تاريخ پيامبران و شاهان ، ص 52 . ه - صاحب مجمل التواريخ و القصص مكان درگذشت بهرام چهارم را مداين دانسته است . ص 68 . ( 2 ) - پِتَت به پارسى به معناى توبه است .